Larry,New
18 Geschichten
مکالمات غم زده~[LS] von LostLarryChild28
LostLarryChild28
  • WpView
    GELESEN 39,232
  • WpVote
    Stimmen 9,329
  • WpPart
    Teile 44
هری افسردست و لویی تلاش میکنه تا سرحالش کنه. Highest ranking: #1 in short story
52 Birthdays with Lou  (Persian translation) von larries__iran
larries__iran
  • WpView
    GELESEN 3,538
  • WpVote
    Stimmen 460
  • WpPart
    Teile 13
شمع های تولد جادویی ان اونا سعی میکنن عشق رو به وجود بیارن اما گاهی اشتباه میکنن اشتباهی مرگبار All credits go to http://sometimesitshardtograsp.tumblr.com/post/16867200652/52-birthdays-with-lou
How to steal: someone's boyfriend [Persian Translation] von harold_iran
harold_iran
  • WpView
    GELESEN 40,189
  • WpVote
    Stimmen 7,483
  • WpPart
    Teile 20
[Completed] هری قاعدتا باید یه سال خیلی ملایم و بی دردسر توی کالج میداشت ، ولی یه نفر اونو ازین قاعده دور کرد کسی که حتی اونو به یاد نمیاورد...
Just Hold On(completed) von eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    GELESEN 449,179
  • WpVote
    Stimmen 51,147
  • WpPart
    Teile 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
Halloween2/L.S von Farrouis
Farrouis
  • WpView
    GELESEN 7,329
  • WpVote
    Stimmen 830
  • WpPart
    Teile 7
زندگی مشترک هری و لویی ادامه داره. اونا با سختی ها رو به رو میشن. ولی یه روز. همه چی نابود میشه.
Halloween/L.S von Farrouis
Farrouis
  • WpView
    GELESEN 67,645
  • WpVote
    Stimmen 9,319
  • WpPart
    Teile 35
بدبختی من از همون شب شروع شد. هالووین ازت متنفرم.
Strawberry Milk (Persian Translation) von larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    GELESEN 114,533
  • WpVote
    Stimmen 12,776
  • WpPart
    Teile 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
Baby Daddy {Larry*Mpreg*Short Story}[Persian Translation] von ff_translation
ff_translation
  • WpView
    GELESEN 71,468
  • WpVote
    Stimmen 8,174
  • WpPart
    Teile 15
"من میخوام بچه داشته باشم..." "نه،نمیخوای." هری میخواست که پدر بشه و لویی نمیخواست،اما همیشه اون اتفاقی نمیوفته که لویی میخواد. *Written by @velvetfrnk *
His Hazza (mpreg)(persian translation) von _yamna_
_yamna_
  • WpView
    GELESEN 126,319
  • WpVote
    Stimmen 18,213
  • WpPart
    Teile 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.