خونده شده ها
Истории 3
Photographer [L.S] на Ahou_1d
Ahou_1d
  • WpView
    Прочтений 8,957
  • WpVote
    Голосов 1,282
  • WpPart
    Частей 18
* چشم هاش اقیانوس بود ،عمیق بود، اونقدری که من بتونم غرق بشم. زلال بود مثل شیشه امواجش هرچقدر هم سهمگین به سنگ های ساحل کوبیده میشد ولی از من محافظت میکرد ... قدم هامو به سمت اقیانوس سوق دادم،شك داشتم؟! شاید شاید چون میترسیدم میترسیدم غرق بشم و حتی دیگه خودش هم نتونه منو نجات بده ولی الان الان دیگه خیلی دیر شده...
Dark Street на bitchwtf_tt
bitchwtf_tt
  • WpView
    Прочтений 107,320
  • WpVote
    Голосов 15,568
  • WpPart
    Частей 55
زندگى دوست داشتنى من با ورود مرد مرموزى بهم خورد. مردى كه شباهت خيلى زيادى به دخترم داشت!