عشقِ مقدسِ بینِ شیطان و فرشته...
شیطان فقط یک کلمه ست و تعریف آن به درون خودت برمیگردد، شیطان در ذهن من از فرشته مقدس تر و پاک تر است.
فرشته... فرشته ای روی زمین که باید پیدایش کرد...
فرشته ای که مرهم دردهای یک شیطان میشود...
و چه چیزی مقدس و ناب تر از عشق بین شیطان و فرشته...
دو موجود آسمانی و عشقی آسمانی...
ولی عشق همیشه با درد همراه بوده است.
هرچه عاشق تر، درد بیشتر ...
برای خواندن این فیکشن باید اول سریال شکارچیان سایه را دیده باشید...
این داستان در ادامه ی فصل دوم گفته شده است...
محوریت اصلی داستان :
مگنس و الک (Malec) ...
ز:من عاشقتم
پسرک با گریه گفت و به این توجه نکرد که بارون تمام تنش رو خیس کرده
پسر بزرگ تر اونو تو آغوشش گرفت و لباشو روی موهای خیس مشکیش گذاشت
ل:ولی من عاشقت نیستم....من فقط عاشق وقتاییم که با اون صدای جادوییت باهام حرفای عاشقانه میزنی وقتی میخوام سخت به فاکت بدم
لیام گفت و لباشو رو لبای پسرک گذاشت
اون نیازی نداره عاشق باشه....
نیازی نداره عاشق چشمای خمار پسرک شه...
اون الانشم توی چشمه عسل اون چشما گیر افتاده و کسی نمیتونه نجاتش بده
درست مثل معتادی ک ساعتی بدونمواد میمیره
.....
ز : فک می کنی بااین کارات چند نفرو میتونی بکشی؟ یه نفر دو نفر؟
همونطورکه اسلحه رو روی سرش گذاشته بود داد زد
پسر بزرگتر با عصبانیت از ماشین پیاده شدو اسلحشو از جیبش در اوورد و روی سینش گذاشت
ل : تو بکنش سه نفر
خودشم مثل پسرک داد میزد
حالا حاله ای از ترس توی چشمای پسرک کاملا معلوم بود
لوکی که در از دور شاهد همه چیز بود با ترس به اون دوتا پسر روانی نگاه میکرد
......
🔞هشدار این فن فیکشن دارای صحنه های +18 ، شکنجه و حاملگی مردان میباشد
یه کافه...
توی یکی از خیابونای لندن...
شاید به نظر یه کافه معمولی باشه ولی اینطور نیس...
از صندوق دار تا نظافت چی اینجا همه داستانای خودشونو دارن!
لویی تاملینسون پسری که کافه رو بخاطر معجون ها و کافی هاش معروف کرده
هری استایلز پسری که فقط بخاطر سرگرمی میاد تا با لویی کار کنه
و
....
-من تو اون زندان لعنتی بخاطر تو عذاب کشیدم و هرشب توی کابوسام زندگی کردم... انتظار نداری که بازم دوست داشته باشم
+ولی من برای همیشه دوست دارم
(ادامه فن فيکشن قاتل the killer تو این اکانت گذاشته میشه?❤)
برای خوندن فصل اول به ریدینگ لیست برید!
زین: بهشت چیه ؟
هری : بهشت هِشت هِشت
زین : فاک یو هزا بهشت واقعا یعنی چی
ه : ببین چشاتو میبندی و دیگ نمیتونی به این دنیا برگردی دو تا در جلو خودت میبینی اون دری که قفله و نمیتونی بازش کنی بهشته ولی در دوم از قبل برامون بازه بهشت جای ما نیست این چیزیه که بقیه میگن زی-
ز : ...
ه : چرت ترین چیزی بود ک توعمرم گفتم اما اگر نظر منو بخوای که اصلا هیچ فاکی به نام بهشت وجود نداره.
ز : ولی من به بهشت اعتقاد دارم هری بهشت من ... اونه :)
_میدونی زین؟ هیچ وقت همه باهم شاد نیستن . همیشه اشک همراه لبخند تو دنیاست. وقتی یکی میمیره یکی دیگه دنیا میاد .ولی عشق ... خوشحالی میاره . وقتی دیدمت فهمیدم یکی تو دنیا خوشحاله ... فهمیدم خودم شادم .