nrgstyles's Reading List
Истории 5
Anxiolytic [L.S] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 172,680
  • WpVote
    Голосов 33,435
  • WpPart
    Частей 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
difficult rules[complete] на jazliva
jazliva
  • WpView
    Прочтений 80,953
  • WpVote
    Голосов 9,151
  • WpPart
    Частей 69
همه چیز عوض شد زندگیم اخلاقم خودم زندگیت اخلاقت خودت
It's Zoey на JazzEdward
JazzEdward
  • WpView
    Прочтений 85,581
  • WpVote
    Голосов 6,424
  • WpPart
    Частей 98
"جاي تو،خونه ي تو بغل منه! مگه از همون اول غير از اين بوده؟اين آغوش براي تو ساخته شده! چرا نميذاري من خونه ات باشم؟" 1 #Completed
Upstairs на atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Прочтений 114,845
  • WpVote
    Голосов 15,132
  • WpPart
    Частей 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
No Control (Harry Styles FF) на sharrytime
sharrytime
  • WpView
    Прочтений 47,556
  • WpVote
    Голосов 5,934
  • WpPart
    Частей 52
کابوسی که هیچوقت ازش رها نمیشی.. ⚜شیطان داره بهم نزدیک میشه.. نزدیک و نزدیک تر.. درحالیکه داشتم از درون ذوب میشدم، آرامشی انگشتامو لمس کرد. سرمو به سمتش که درست کنارم نشسته بود، چرخوندم. با اون چشمای زمردینش بهم خیره شده بود و لبخند دلنشینی به لب داشت. به لب هاش خیره شدم که داشت میگفت: ما تو این کابوس تنها نیستیم." دستاشو تو دستام فشردم تا بیشتر آرامش بگیرم. و حالا شیطان.. درست مقابلمه..⚜ 🌟By Shamimeh A Covered by @elnazml