k_919493's Reading List
18 قصة
Wide Eyed [L.S] بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 18,625
  • WpVote
    صوت 3,229
  • WpPart
    فصول 24
یه نقطه‌ای از بزرگ شدن هست که توش آدما هیچ ذوقی ندارن و هیچ‌چیزی به وجدشون نمیاره. امیدوارم تو هیچ‌وقت بزرگ نشی، همسایه‌ی کوچولو.
+7 أكثر
Sin (persian translation) بقلم larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    مقروء 368,132
  • WpVote
    صوت 51,836
  • WpPart
    فصول 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Stranger - L.S بقلم wrongaa
wrongaa
  • WpView
    مقروء 8,415
  • WpVote
    صوت 1,404
  • WpPart
    فصول 13
لویی چشمهاش رو باز می‌کنه و می‌فهمه توی شهر خودش ، هیچ کس رو‌ نمی‌شناسه در حالی همه اونو می‌شناسند؛ اما نه به اسم‌ خودش. « همیشه مي گن از غریبه ها دور بمون. نمي گن اگر خودت یه غریبه بودي باید چیکار کني. » LARRY STYLINSON FANFICTON copyright © 2019 Yeg 7.16.19
friends with benefits (L.S) بقلم erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    مقروء 244,651
  • WpVote
    صوت 29,247
  • WpPart
    فصول 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
Benefit (Ziam)  بقلم setidarcy
setidarcy
  • WpView
    مقروء 66,863
  • WpVote
    صوت 10,522
  • WpPart
    فصول 43
_عاشقم نشو _اگه شدم _نباید بشی _اگه شدم _فراموشم کن _اگه نتونستم _باید بتونی _اگه نتونستم! _باید باهاش زندگی‌کنی _اگه نتونستم _میتونی _وقتی بهت نگاه میکنم توی چشمای قهوه‌ایت یه دنیای دیگه وجود داره که من دارم توش زندگی میکنم‌. پس ازم نخواه که عاشقت نشم. چون من تو چشمای تو دارم زندگی میکنم ... **** سال ۴۰۰۰ میلادی شاید فکر کنید علم پیشرفت کرده شاید فک کنید همه دیگه دارن تو‌ماه زندگی میکنن شاید فکر کنین انسان ها از بین رفتن یا شاید حتی دایناسورها برگشتن اگه بخوام سال ۴۰۰۰ رو تعریف کنم بهترین تعریف براش اینه قرنتینه
Playboy L.S (Persian Translation) بقلم Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    مقروء 326,208
  • WpVote
    صوت 35,742
  • WpPart
    فصول 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
fly with me (L.S) بقلم _zxriiii_
_zxriiii_
  • WpView
    مقروء 4,459
  • WpVote
    صوت 729
  • WpPart
    فصول 15
+تاحالا پرواز کردی؟حتما حس خوبی داره _نمیدونم ! راستش روزهایی هایی که باهم بودیم انگار داشتم پرواز میکردم و بعد از ازدست دادنت حس میکردم از ارتفاع دوهزار متری سقوط کردم اما دفعه بعد بیا باهم پرواز کنیم حتی اگه بهاش سقوط از ارتفاع دو هزار متری وازدست دادن قلبم باشه
Broken Demon #2 بقلم larryshadinn
larryshadinn
  • WpView
    مقروء 192,468
  • WpVote
    صوت 27,585
  • WpPart
    فصول 192
تو احمق ترین آلفایی هستی که به عمرم دیدم ...تو نمیتونی یه هیولا رو با شکنجه و شکستن استخون هاش و له کردن وجودش از بین ببری!یه هیولا با شکستن از بین نمیره...تو با هر بار شکستن یه هیولا اونو از بین نمیبری...تو فقط اونو قوی تر از اون چیزی که بود میکنی ... . . . بدون اینکه نگاهمو از ماه کامل و نورانی بگیرم یه نفس عمیق کشیدم و از روی سقف به حیاط بزرگ و روشن زیر نور ماه خیره شدم... جنگ تموم شده بود.جفتم و تموم اعضای خانوادم با آرامش خواب بودن و من تمام عضلاتم سنگ شده بود!از وقتی تونستم بفهمم جریان چیه خودمو آماده نگه داشتم...میدونستم هرگز...هرگز نباید شدت گاردمو کم کنم.جنگ تموم شده بود ولی بزرگترین خطری .که میتونست خانوادمو تهدید کنه هنوز اون بیرون بود...یه هیولای شکسته....خودم
Doom  [Larry Stylinson] بقلم Nikolushka
Nikolushka
  • WpView
    مقروء 4,098
  • WpVote
    صوت 545
  • WpPart
    فصول 1
تو دنیایی که واست ناشناخته س، باید منتظر هر چیزی باشی! حتی محکومیت بی گناه به حکم مجازات.