[ ترجمه شده ]
"وقتی جنگ تمام شود، ازدواج خواهیم کرد و من گلهایی به زیبایی تو پرورش خواهم داد و داستان ما از زیباترین داستانهای عاشقانه در جهان خواهد بود."
- نامه پیدا شده در جیب یک سرباز مرده، کاپیتان جئون جونگکوک، ۱۸۹۵.
روزهای آپ: فعلا نامنظم
[ از نویسنده اجازه گرفته شده ]
writer on twt: @: ARTSEOULVK
writer on ao3: @: louvrekvs
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟
خب منم آرزو کردم
ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد...
من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم!
و منظورم هر وارد شدنی نیست...
بله! من به داخل داستان پرت شدم!
کاپل : ویکوک
ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی
همه چیز عالی بود ، تو زندگی شاد و اروم خودتو داشتی با خوشحالی کنار مادر و پدر پیرت زندگی میکردی اما
همه چیز با ورود اون ادمای چشم بادومی به خونتون بهم ریخت..
حقیقت زندگی قشنگت بهم ریخت...
تو دختر مادر و پدرت نبودی...
اصلا اسمت سارا نبود..
و محل زندگیت اصلا این کشور نبود اما تو این تغییر رو نمیخاستی و میخاستی باهاش بجنگی ....
تو باید میرفتی پیش خانواده واقعیت ....
با اونا زندگی میکردی ...
تو یه ادم معمولی نبودی...
تویه شاهزاده بودی باید به قصر برمیگشتی
و به عنوان ملکه زندگی کردی
اما پادشاه تو کیه ؟!
◇| #Shadi
نامجون هیچ وقت فکر نمیکرد که یه آدم کوچولو توی دیوار اتاقش زندگی کنه. اما وقتی به خاطر اشتباهش اون بند انگشتی بزرگ میشه، باید بهش کمک کنه تا دوباره مثل قبل بشه.
برای اونا توی مسیرشون برای عادی کردن شرایط، اتفاقات جالب، بامزه، ناراحت کننده و همینطور رمانتیکی میوفته.
یاد گرفتن خوندن و نوشتن، جنگ با زنبورای وحشی (که دشمن آدم کوچولوهان)، لباس دوختن، مادری که یه فوجوشی واقعیه، آشنا شدن با دختر عجیب همسایه و برادر بامزهاش، جیمینی که دوست پسر قبلی نامجونه و همینطور، عاشق شدن.
~قصهی یه کوچولوی صورتی~
کاپل اصلی: نامجین
کاپل فرعی: دختر پسری (جیمین)
ژانر: فانتزی، فلاف، رومنس، روزمره
+اولین فیک فلاف من :) دوستش داشته باشید و به دوستاتون معرفی کنید ♥
با تشکر فراوان از @si_fatima *-*
2 in #SeokJin
2 in #کیوت
ده سال از ازدواج کیم نامجون و کیم سئوکجین گذشته
حالا اونا والدین پنج تا بچه قد و نیم قدن
کیم یونگی هشت ساله به عنوان بزرگترین برادر
به دنبالش کیم هوسئوک هفت ساله دومین هیونگ
کیم جیمین و کیم تهیونگ چهار ساله دوقلوهای پر دردسر
و در نهایت کیم جانگ کوک یک ساله
این داستان روزمرگی ها و مشکلات خانواده پر جمعیت و دوستداشتنی کیمه
_________________
توجه کنید داستان ترجمه نیست
ژانر [فلاف-سوویت-فمیلی-امپرگ-اسمات]
~ با حضور افتخاری اکسو و بلک پینک~
A BTS fanfiction
Written by VIO
Highest ranking so far
#1 in namjin 😭
#1 in fluff
#1 in jhope
#1 in suga
#1 in jin
#1 in rm
#1 in jungkook
#1 in mpreg
#1 in jimin
#2 in bangtan
#3 in فارسی
بُعدِ دَوازدَهُم
________________________
"صدای اوپنج موج داشت.
موجT،S،R،Q،P...
امواجی که کاملا تصادفی، به نام امواج یک نوار قلب نامیده شدند.
شاید زیاد هم بی ربط نبود.
امواج صدای تهیونگ به نام امواج ضربان های قلب کوکی نام گرفته بود.
موجPصدای تهیونگ بود که راه را برای موجQقلب کوکی باز میکرد. "
_________________________
کاپل اصلی: ویکوک
ژانر: علمی تخیلی، فانتزی، رومنس، فلاف
شروع آپ: 24 اکتبر 2019
پایان آپ: ...
#1 in fanfiction
#1 in fanfic
#1 in fiction
#1 in rm
#1 in sciencefiction
#1 in نامجین
#1 in تهیونگ
#1 in جونگکوک
#1 in نامجون
#1 in هوسوک
#1 in جین
#1 in جیمین
#1 in یونگی