Larry_ziam
60 Geschichten
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) von PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    GELESEN 121,768
  • WpVote
    Stimmen 21,665
  • WpPart
    Teile 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17
Water [L.S] von Herstylss284
Herstylss284
  • WpView
    GELESEN 1,861
  • WpVote
    Stimmen 216
  • WpPart
    Teile 21
[Complete] غرق شدن بهترین و آرامش بخش ترین راه برای مرگه...اما درعین حال دردناک ترینم هست.
Dear Louis [L.S] (Persian translate) von Herstylss284
Herstylss284
  • WpView
    GELESEN 4,929
  • WpVote
    Stimmen 959
  • WpPart
    Teile 12
یه داستان عاشقانه بین هری استایلز و لویی تاملینسون.... [Completed]
ROMEO | L.S von YASXTP
YASXTP
  • WpView
    GELESEN 24,686
  • WpVote
    Stimmen 5,459
  • WpPart
    Teile 15
🐈‍⬛ COMPLETED هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربه‌ی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیه‌ی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه. 🐈‍⬛ SMUT, LOUIS TOP 🐈‍⬛ PERSIAN TRANSLAT‌ION
•Fading• [L.S]  von SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    GELESEN 222,546
  • WpVote
    Stimmen 31,871
  • WpPart
    Teile 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
•Sweet Creature• [L.S]  von SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    GELESEN 42,472
  • WpVote
    Stimmen 7,523
  • WpPart
    Teile 21
[Complete] هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یه‌عالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه. ولی جدا از همه‌چیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشته‌ها هم توی جهنم بیان. Supernatural!AU °Persian Translation°
Gentle Touch  von ehsan_st
ehsan_st
  • WpView
    GELESEN 74,819
  • WpVote
    Stimmen 10,288
  • WpPart
    Teile 44
dear fellows لانگ تایم نو سی ، هااا ؟ امیدوارم حالتون باشه ، با ایده ی یه داستان متفاوت میخوام ذهن همه تون رو به بازی بگیرم . جایی دور از فانتزی های عاشقانه دور از روابط های رنگی و دور از " انتظار " به تک تک تون قول میدم بخاطر هیجان بالای این کتاب ، هیچوقت نتونین ادامه‌ی پارت های این داستان رو حدس بزنین. کتاب حدودا 73 چپتر داره ، و بخاطر ارزشی که برای وقت تون قائلم ، حتما داستان رو تا اخرش پست میکنم . بوک شیپ های متفاوتی داره اما برای اسپویل نکردن فقط میگم که منتظر Larry stylinson باشید . شرط آپ لایک یا کامنت نیست ، اما دلیل نمیشه بهم انگیزه نده تاریخ آپ اولین چپتر ، 98.5.17 sincerely yours ; Əhsan
My Son (LARRY & ZIAM) Complited von ParniyaDarabi9
ParniyaDarabi9
  • WpView
    GELESEN 61,752
  • WpVote
    Stimmen 10,371
  • WpPart
    Teile 52
به پسر کوچولوش که سرش رو پایین انداخته و چشمای آبیش رو نمی‌تونست ببینه،سرش رو بالا آورد و بوسه‌ای روی پیشونیش گذاشت هری:باید پسرم بمونه اینجا لویی با اخم به سمت اونا میره و بعد از اینکه هری رو هول میده اخمی میکنه لویی:بعد از ۲۰ سال برگشتی با پسر احمقت که مثل عقب‌مونده‌ها می‌مونه و حتی نمی‌تونه حرف بزنه و می‌خوای بندازیش گردن من..
FOG2 {ziam} -COMPLETED- von justlilian
justlilian
  • WpView
    GELESEN 50,855
  • WpVote
    Stimmen 8,712
  • WpPart
    Teile 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-
FOG1 {ziam} -COMPLETED- von justlilian
justlilian
  • WpView
    GELESEN 159,595
  • WpVote
    Stimmen 22,550
  • WpPart
    Teile 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.