[ خونه ] پایان یافته
ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین
به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست.
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
...Complete...
▪︎مقدمه:
بابا لنگ دراز عزیز...
تمام دل خوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانیام چیزی درون دلم فرو میریزد....چیزی شبیه غرور!
بابا لنگ دراز عزیزم گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم!
بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند.
نمیگذارم...نمیخواهم!
بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم...
حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم...!
•کاپل اصلی:تهکوک
•کاپل فرعی:یونمین،نامجین
•ژانر:فلاف،درام،انگست،اسمات
•تعداد قسمت ها:40
•زمان آپ:کامل شده
¤نکته:
-این بوک 60 درصدش نامه های کوک به بابا لنگ دراز هست و بقیه ی 40 درصد به صورت داستانی بیان میشه.
-داستان بابالنگ دراز ورژن تهکوک هست با تغییر.
Start
1399/5/9
2020/7/30
End
1399/7/18
2020/10/9
Back To You •< Vkook >• [ Completed ]
جونگکوک معاون یک شرکت توی سئول که متوجه میشه رئیس بخشی که توش کار میکرد عوض شده و جایگزین اون کسیه که از شعبه ی دئگو انتقالی گرفته...
و حالا باید به کیم تهیونگ دوست پسر سابقش که دو سال پیش باهاش کات کرده بود بگه رئیس..
ᴡʀ: @vk_vita @Moonlike_Rmy 사이데 🌙
ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ. sᴍᴜᴛ 🔥
Start: 20/03/2020
End: 01/04/2020
[به من نگاه نکن]
-:میشه انقدر بهم زل نزنی؟
تهیونگ:
خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی.
جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست.
_____
Couple:VKOOK
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.
🌸من برای تو شکفتم🌸
×ترجمه شده×
کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین
ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی
«با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن.
این سرنوشت طبیعی اون بود.
تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.»
*نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^
Highest rankings:
#1 depression
#1 translated
#2 btsfanfic
#2 kpop
#1 btsV
#3 fanfiction
#2 angst
#1 انگست
#1 translation
#2 gay
#1 هاناهاکی
وضعیت: تکمیل شده
کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی
ژانر: درام، رومنس، روانشناسی
میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟!
هیچی! دقیقا هیچی.
و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده.
روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف.
#1 in روانشناسی
#1 in عاشقانه
#1 in psychology
#1 in sliceoflife
#1 in farsi
#1 in تهکوک
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ ل عنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم
هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم
جونگکوک: آم
جونگکوک: شماره اشتباه؟
****
[Completed]
Toptae
Bottomkook
Taekook
Namjin
Yoonminseok
[Translated]
#1 in vkook🥇
#1 in taekook🥇
میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن
و مرز بین عشقوتنفر فقط یه خط باریکه!
-------------------------------
+ دوستم نداری؟
از اولشم نداشتی نه؟
پس چرا باهام ازدواج کردی؟
داری انتقام چیو ازم میگیری؟
-------------------------------
توجه!
بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد.
کاپل: ویکوک، یونمین
ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌
[ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]