🥑
66 storie
Meadow lake(Persian translation) >> h.s di dancer_ariana
dancer_ariana
  • WpView
    LETTURE 3,155
  • WpVote
    Voti 457
  • WpPart
    Parti 12
ميشه لطفا قلبمو بشكنى؟
running [ⓟⓣ] di pary-hMr
pary-hMr
  • WpView
    LETTURE 5,324
  • WpVote
    Voti 285
  • WpPart
    Parti 12
completed✔ من به فکر تو بودم وقتی بند انگشتام شکست. Persian translation
My Lust (Harry Au) di pizzalandofniall
pizzalandofniall
  • WpView
    LETTURE 5,202
  • WpVote
    Voti 486
  • WpPart
    Parti 12
داستان عقاید ، عشق ، شهوت 🚫در حال ادیت 🚫
Angel Of The Darkness di sarehkz
sarehkz
  • WpView
    LETTURE 131,034
  • WpVote
    Voti 10,016
  • WpPart
    Parti 130
زندگی بوسیله تضادهاست که مفهوم پیدا میکند. تاریکی و روشنی...عشق و نفرت...سیاهی و سفیدي...شب و روز...شیطان وفرشته!! و چه به آشوب کشیده میشود زمانی که دو جهان با یکدیگر آمیخته شوند وتضادها در مقابل یکدیگر قرار بگیرند. من فراتر از قوانین قدم گذاشتم و طعم میوه ممنوعه را چشیدم. و چنان با شراب عشقش مست شدم که از یاد بردم زیر پا گذاشتنممنوعه ها چه عذابی را دامن گیرم خواهد کرد. زمانیکه خودت را در دستان موجودي ز تاریکی بسپاري مسلما آخر این مسیر هم چیزي جز تاریکی نخواهد بود. ولی من نترسیدم..حاظرم هر چقدر که به طول می انجامد در سیاهی دست وپا زنم چرا که این قیمت بوسیدن دوباره لب هاي آتشینشاست. .
Slave Of The Darkness di sarehkz
sarehkz
  • WpView
    LETTURE 108,450
  • WpVote
    Voti 10,260
  • WpPart
    Parti 57
من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم. من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه. دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن! من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم.. بقل گوشم نفس نفس میزد.. خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت.. اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن.. ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم.. داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم.. غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!
lipstick || h.s. short story di styonces
styonces
  • WpView
    LETTURE 29,862
  • WpVote
    Voti 1,784
  • WpPart
    Parti 13
"Maybe I should be more like her." In which she vies for the heart of her lover, even when she knows he's got someone else on his mind.
endless Love[Z.M] di setareew
setareew
  • WpView
    LETTURE 28,892
  • WpVote
    Voti 3,846
  • WpPart
    Parti 37
عشق بی انتها، عشقی‌ که توی هر‌نقطه از اون دروغ جریان داره، عشق و دروغ؟ سازگار‌ نیستن... بالاخره یه جایی، تو یه نقطه، یکیشون اون یکی رو زمین میزنه و‌قطعا اونی که شکست میخوره "عشقه"
Typewriter[H.S] di gr_ay_96
gr_ay_96
  • WpView
    LETTURE 14,944
  • WpVote
    Voti 2,255
  • WpPart
    Parti 56
استایلز بعد از مرگ پدرش صاحب مجله پدرش میشه و در حین متوجه میشه که داستانی که در مجله پدرش چاپ میشده مضنون فمنیستی داره و نویسنده ناشناسه و حال ب دنبال اینکه نویسنده رو پیدا کنه!
Decode // H.S (Persian Translation) di loveonedirectioniran
loveonedirectioniran
  • WpView
    LETTURE 15,799
  • WpVote
    Voti 1,601
  • WpPart
    Parti 40
تو نمیتونی افکار منو رمز گشایی کنی Written by @alltimenutella Translated by #phateme #S.T #completed
I Will Be [Niall Horan] di shiiwid
shiiwid
  • WpView
    LETTURE 20,216
  • WpVote
    Voti 2,790
  • WpPart
    Parti 42
_خستم! +خب استراحت کن! _نه،تو نمیفهمی...