Royastyles_1D's Reading List
33 cerita
I Lost You (Harry Styles) oleh loveonedirectioniran
loveonedirectioniran
  • WpView
    Membaca 60,393
  • WpVote
    Vote 6,607
  • WpPart
    Bab 74
شب از جایی شروع میشه... که تو... چشمات و میبندی! By:@FreakBita
King Of My Heart~L.S[Completed] oleh gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Membaca 80,749
  • WpVote
    Vote 13,815
  • WpPart
    Bab 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
Loveland (COMPLETED) oleh rahame
rahame
  • WpView
    Membaca 186,604
  • WpVote
    Vote 17,336
  • WpPart
    Bab 82
زمانی که والدین پرنسس الیزابت در جنگ کشته میشن ، اونو به عنوان غنیمت می برن پیش پادشاه (فن فیکشن هری استایلز)
Forever (Larry Stylinson) oleh sima_jm
sima_jm
  • WpView
    Membaca 481,401
  • WpVote
    Vote 50,950
  • WpPart
    Bab 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
Choose Love ||H.S|| oleh Mahboobeh_H
Mahboobeh_H
  • WpView
    Membaca 102,392
  • WpVote
    Vote 11,381
  • WpPart
    Bab 73
"میدونی حداقل هفتاد هشتاد درصد زیبایی دنیا به خاطر توئه؟" هری خندید و چال های هلالی شکلشو نشون داد. "الان شد صددرصد" "تو دیوونه ای؟" "نه..من فقط عاشقتم" ............. تو این داستان هری دارک نیست، ددی نیست، قاتل نیست، معروف نیست... هری تو این داستان کسی هست که با یه بچه ی هفت ساله هیچ تفاوتی نداره... برعکس هری های دیگه حتی بلد نیست کسی رو ببوسه. با کلمه ی فاک گونه هاش زود سرخ میشه و حتی معنی واقعیشو خوب نمیتونه درک کنه.. تاریکی و ظلمت تمام زندگیشو احاطه کرده.. اما چی میشه اگه اون هم عاشق بشه... عاشق دختری که بچه بودنشو نه تنها مسخره نمیکنه بلکه دیوانه وار می پرسته... دختری به نام الیزا... #14 fanfiction In 2018...
Birds in Gilded Cages(larry)(persian) oleh niallssm
niallssm
  • WpView
    Membaca 127,050
  • WpVote
    Vote 9,444
  • WpPart
    Bab 25
در لندن هتلی وجود داره که زنها و مردهای زیبا مثل پرنده های تو قفس،ازشون نگه داری میشه و زندانی ها ی اون مکان ملزمن عمیق ترین و تاریک ترین خواسته های شما رو براورده کنن.......
My husband,My sir[L.S] oleh 1D2003story
1D2003story
  • WpView
    Membaca 419,818
  • WpVote
    Vote 48,248
  • WpPart
    Bab 98
_له کردن قلبی که صاحبشی توی مشتت انقدر راحت بود عزیزکرده ی آلفا؟ Larry BDSM husbands Mpreg ⚠محتوای داستان تجاوز،خشونت فیزیکی،فحاشی و... هست.
Ball of Fur  oleh SepandX
SepandX
  • WpView
    Membaca 104,735
  • WpVote
    Vote 17,807
  • WpPart
    Bab 38
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟ • a Larry Stylinson Fanfiction. [Mperg.] • -سِپَند تلگرام : FanfictionsOnly
Locker 17 oleh StylesRoyalty
StylesRoyalty
  • WpView
    Membaca 31,649,798
  • WpVote
    Vote 935,728
  • WpPart
    Bab 161
"It's hard letting go. I'm finally at peace but it feels wrong." {Under going editing. It's being rewritten from the beginning, grammatical errors are being fixed. Should be completely edited and polished by December}
obviously || Larry [persian translation] oleh zayneix
zayneix
  • WpView
    Membaca 33,378
  • WpVote
    Vote 7,162
  • WpPart
    Bab 25
[Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." * * * author ( on ao3) : sweetkisses