یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .
خونه رو ترک کردم.
تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد.
بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم.
از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم
برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
مثل اين ميمونه كه وقتي داري رانندگي ميكني ، حس ميكني ادمي كه توي ماشين پشت سري هست داره بهت انرژي رو منتقل ميكنه. مطمئن نيستي و دلت ميخواد دنبالش بري. همراه هم لايي ميكشيد و بعد سر دوراهي اي كه انتظارشو نداري ازش جدا ميشي و فقط داري ماشينش رو ميبيني كه دور تر ميشه و انرژي كه كمتر حس ميشه.
آخرین روز زمین بود. اخبار گفته بود امروز همه چیز تمام می شود.پایان نزدیک بود و بالاخره زمان مرگ فرا رسیده بود. در خیابان قدم می زدم و به سمت خانه می دویدم. قرار بود زمین در ساعت ده و سی و سه دقیقه شب، از بین برود.
چانیول ابروی بکهیون ، همکلاسی #همجنسگراش که #اعتراف کرده عاشقشه رو میبره
روز بعد وقتی بیدار میشه همه ی #مردایی که میشناخت #گی شده بودن .
تنها راه #متوقف کردنش هم توی #دست های #بکهیونه ...
چانبک ، سولی ، شیوچن ،هونهان