minzi_b's Reading List
2 stories
TaeGi - Silent Tears 🎭 by FallenWolfie
FallenWolfie
  • WpView
    Reads 32,133
  • WpVote
    Votes 4,018
  • WpPart
    Parts 21
فیک اشک های خاموش • کاپل اصلی : تهگی ( سوییچ ) ، یونجین • کاپل های فرعی : نامجین ، کوکمین ، هوپمین • ژانر : درام ، روانشناسی ، مافیا ، رمزآلود ، اسمات • نویسنده : Fallen Wolfie • موضوع : یونگی پسر مستقل ولی منزوی ای که تنها دوست صمیمیش جین هست زندگی ساده ی دانشجوایش رو میگذرونه که متوجه توجه عجیبِ تهیونگ که گل سرسبد دانشکده هست به خودش و جین میشه . سعی میکنه با نادیده گرفتنش خودش رو خلاص کنه ولی نمیدونه همین نادیده گرفتن باعث جلب توجه بیشتری میشه که پای خودش و اطرافیانش رو بازی کثیفی باز میکنه که باختن به معنای مرگه و برای زنده موندن باید با اشخاصی بجنگه که ورثای نسل جدید بندهای مافیا هستن ... در طی بازی پرده از رازهای زیادی برداشته میشه که موقعیت تک تک بازیکن هارو به خطر میندازه ولی یونگی چی ؟ اون چه رازهایی رو پشت اون لبخند ساده و معصومش پنهان کرده ؟ یونگی برای نجات خودش و جین از این مهلکه راه حلی جز جنگیدن پیدا نمیکنه ولی طرف بازیکن درستی میره یا خودش رو توی چنگال شیر میندازه ؟ اگه دنبال یه فیک با یه خط داستانی ساده میگردین که یکی اون یکی رو گروگان بگیره و ازش سواستفاده جنسی کنه تا وقتی عاشق همدیگه شن اصلا این فیک رو توصیه نمیکنم ^^ Best Rankings : #1 in TaeGi ( July 6th )
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 211,595
  • WpVote
    Votes 36,160
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin