❌completed❌
_فکر میکنی همه چی از کشته
شدن یه هاسکی شروع شد؟
_آره اون شب لعنتی
ولی این هاسکی بعد از مُردن تازه متولد شد،
شد راوی قصه ی من
_اون شبو فراموش کن
_من دیگه نمیتونم بهش فکر نکنم
_به چی میخندی؟
_بهش که فکر میکنم،خندم میگیره
#Friendship
#Friendly
#Secrets
#Laugh
#Crying
#2gether
#Lovely
#moment
#Larry
#Ziam
هری یه تامبلر بویه که ایدلش لویی تاملینسونه. اون فقط یه فن بوی سادس تا اینکه از لویی نوتیس میگیره...
.
.
Original Story By: @Dark_Larrie17
*Completed*
- #5 in shortstory
- #6 in loveislove
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم.
" بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد.
" اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم.
اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
هری از لویی بدش میاد چون لویی گیه ولی سرنوشت اونا رو کنار هم قراره میده و هری مطمئن نیس چه حسی نسبت به لویی داره. حسادت، عصبانیت، نفرت و حتی عشق. هری خیلی گیج شده و اینکه بهترین دوستش روی لویی کراش داره واقعا کمکی نمیکنه.
[Completed]
" تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من"
" میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم"
....
لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه.
به استثناء هری استایلز.