𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲💚🌏💙
88 قصة
HOT HUSKY  بقلم mintwriter1
mintwriter1
  • WpView
    مقروء 25,478
  • WpVote
    صوت 6,257
  • WpPart
    فصول 40
❌completed❌ _فکر میکنی همه چی از کشته شدن یه هاسکی شروع شد؟ _آره اون شب لعنتی ولی این هاسکی بعد از مُردن تازه متولد شد، شد راوی قصه ی من _اون شبو فراموش کن _من دیگه نمیتونم بهش فکر نکنم _به چی میخندی؟ _بهش که فکر میکنم،خندم میگیره #Friendship #Friendly #Secrets #Laugh #Crying #2gether #Lovely #moment #Larry #Ziam
+22 أكثر
Tumblr Boy|L.S (Persian Translation) *Completed* بقلم parpar_28
parpar_28
  • WpView
    مقروء 36,997
  • WpVote
    صوت 7,191
  • WpPart
    فصول 23
هری یه تامبلر بویه که ایدلش لویی تاملینسونه. اون فقط یه فن بوی سادس تا اینکه از لویی نوتیس میگیره... . . Original Story By: @Dark_Larrie17 *Completed* - #5 in shortstory - #6 in loveislove
+22 أكثر
flower crowns //l.s.    بقلم pary-hMr
pary-hMr
  • WpView
    مقروء 21,879
  • WpVote
    صوت 3,406
  • WpPart
    فصول 46
هری عاشق گل های خوشگل صورتیه و لویی با جوهر و پیرسینگ حال میکنه. Persian Translation
Can't feel my face (l.s persian translation) [Completed] بقلم ff_translation
ff_translation
  • WpView
    مقروء 72,466
  • WpVote
    صوت 10,643
  • WpPart
    فصول 33
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم. " بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد. " اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم. اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
No Homo بقلم 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    مقروء 57,412
  • WpVote
    صوت 9,684
  • WpPart
    فصول 37
Louist91 : يه جورايى دلم ميخواد ديكتو بخورم Louist91 : ولى با اين حال از اين حرفم منظور بدى ندارم [ Persian Translation] ( Larry Stylinson AU) © ALL RIGHTS RESERVED @louvinglouis Translated By : @TheBluestKitten & @Zahra__gh2 #20 in Persian FanFiction
Heaven or Hell [L.S] بقلم rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    مقروء 35,809
  • WpVote
    صوت 5,942
  • WpPart
    فصول 25
I love him But this is a sin.. ~Rojii_tommo & doniimr 1 in larrystylinson🖇 1 in shortstory🖇
Human » Larry (Persian Translation) بقلم mxbina_lol
mxbina_lol
  • WpView
    مقروء 23,365
  • WpVote
    صوت 3,975
  • WpPart
    فصول 12
"من از بوسیدن هری خوشم میاد."
The One with the Tattoos[L.S](Persian Translation) بقلم hastifallah
hastifallah
  • WpView
    مقروء 24,954
  • WpVote
    صوت 4,183
  • WpPart
    فصول 22
هری از لویی بدش میاد چون لویی گیه ولی سرنوشت اونا رو کنار هم قراره میده و هری مطمئن نیس چه حسی نسبت به لویی داره. حسادت، عصبانیت، نفرت و حتی عشق. هری خیلی گیج شده و اینکه بهترین دوستش روی لویی کراش داره واقعا کمکی نمیکنه.
I'm Sorry, Louis. || Larry Stylinson AU بقلم iRahax
iRahax
  • WpView
    مقروء 100,127
  • WpVote
    صوت 18,038
  • WpPart
    فصول 39
ازینکه گی ام معذرت میخوام، لویی. -دوست صمیمیت، هری. Larry Stylinson AU
His Hazza (mpreg)(persian translation) بقلم _yamna_
_yamna_
  • WpView
    مقروء 126,398
  • WpVote
    صوت 18,213
  • WpPart
    فصول 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.