((:
Истории 7
Say Something~L.S [Completed] на gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Прочтений 127,849
  • WpVote
    Голосов 17,872
  • WpPart
    Частей 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Cancer [L.S] (Completed) на blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Прочтений 50,184
  • WpVote
    Голосов 7,895
  • WpPart
    Частей 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Completed books !  на saramatin
saramatin
  • WpView
    Прочтений 444,128
  • WpVote
    Голосов 19,535
  • WpPart
    Частей 157
خيليا تا وقتي فن فيك كامل نشه نميخوننش نميدونم اين چقدر به دردتون ميخوره اينجا پيج و اسم فن فيك های لری كه پابليش شدن رو ميگيم 🌟⚠️🌟: خب اینجا خیلی از فن فیکشن هارو گذاشتم که برای سه چهار سال پیش ان! طبیعیه خیلی ازینا پاک شده باشن یا آیدی هاشون رو عوض کرده باشن. به هرحال پیداشون نمیکنید ؛ پیشنهادم اینه که از آخرین قسمت که گذاشتم شروع کنید که فف ها جدیدترن و امکان اینکه پیداشون نکنید خیلی کمه @nmsh_larry ممنون برای زحمتِ آپ کردن این بوک💚💙 ممنون برای کاور صــــــــــبو 💚🍏🍭🍬 @iwontbetheone
Angel [l.s] на niallgirlydream
niallgirlydream
  • WpView
    Прочтений 4,961
  • WpVote
    Голосов 789
  • WpPart
    Частей 15
لویی بهترین نقطه ضعف هریه @hazzabooboobear thank you for your permission;)
Morocco на greengablez
greengablez
  • WpView
    Прочтений 2,496
  • WpVote
    Голосов 486
  • WpPart
    Частей 7
هری هیچوقت فکر نمیکرد بتونه عشق رو انقدر دور از خونه پیدا کنه.
Even&Isak Life is Now на tinkita
tinkita
  • WpView
    Прочтений 82,155
  • WpVote
    Голосов 2,916
  • WpPart
    Частей 39
.. story continues right where season stopped..
+ еще 4
مردی به نام اوه на joeyspizza
joeyspizza
  • WpView
    Прочтений 2,188
  • WpVote
    Голосов 221
  • WpPart
    Частей 3
اوه یک مرد ۵۹ ساله و عبوس است که از سر کار هم به علت داشتن سن زیاد اخراج شده است. به همین خاطر چندان با دنیای بیرون ارتباط برقرار نمی کند و اوقات تلخی دارد او به دنبال این است که زودتر این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسرش برود. او احساس می کند کاری برای انجام دادن ندارد، پس تصمیم می گیرد خودکشی کند. اما هر بار که تصمیم به خودکشی می گیرد فردی به طور ناخواسته مانع او می شود و... نویسنده: فردریک بکمن مترجم: فرناز تیمورازف