....
9 stories
City Of Dead [Vkook AU] by Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    Reads 162,692
  • WpVote
    Votes 26,374
  • WpPart
    Parts 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"
.• 𝙍𝙚𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚 𝙏𝙝𝙚 𝙎𝙩𝙖𝙧���𝙨 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 139,872
  • WpVote
    Votes 21,669
  • WpPart
    Parts 24
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖 🌸فیکشن : بازنویسی ستاره‌ها 🌸وضعیت: کامل شده 🌸کاپل : چانبک، مینوو 🌸ژانر:فلاف، رمنس، ددی کینک، اسمات 💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖 پارک چانیول کسیه که از نظر خودش و اطرافیانش از نوترون خالص تشکیل شده و چیزی تو این دنیا نمی تونه اعصاب آرومش رو بهم بریزه! چه اتفاقی براش میفته اگه مجبور به نگهداری از یه کوچولوی شیطانی بشه که با مظلوم نماییش قراره اعصابش رو به چالش بکشه؟!
.• 𝙈𝙖𝙮𝙗𝙚 𝙒𝙞𝙩𝙝 𝘼 𝘾𝙪𝙥 𝙊𝙛 𝙘𝙤𝙛𝙛𝙚𝙚 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 9,451
  • WpVote
    Votes 1,162
  • WpPart
    Parts 1
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ ☕ وانشات: شاید با یک فنجان قهوه 🏀 ژانر: رمنس، درام، اسمات. ☕ کاپل: چانبک 🏀 وضعیت: کامل شده ☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ با عشق برای روز چانبک 💕
INCREDIBLE ; Vkook AU(+18) by fuckedmaster
fuckedmaster
  • WpView
    Reads 117,594
  • WpVote
    Votes 9,156
  • WpPart
    Parts 24
+بزار بیبیت باشم -پس صدام کن! +د...ددی -بیبی ددیو میخاد؟ +زیاد!! |و چی میشد اگه هرگز نمی دیدمت| 𝔄𝔯𝔢 𝔶𝔬𝔲 𝔞 𝔴𝔞𝔱𝔠𝔥𝔢𝔯 𝔬𝔯 𝔞 𝔭𝔩𝔞𝔶𝔢𝔯? . Tip:this is a smut fanfic (+18) Couples:vkook-hopmin-namjin-sope Geners:smut-fun پ.ن:(عمده این فیک به صورت فانه)همه چیز مشخصه پس لطفا سوال بی مورد مخصوصا درباره کاپلا یا تغییر کاپلا پرسیده نشه درباره اسماتم اخطار دادم اسمتا از قسمت دو یا سه شروع میشه پس اگر میتونید بخونید امیدوارم لذت ببرید~ To express babis appreciation
My Ciggarate(Lgbt) by bLuE_Mn81
bLuE_Mn81
  • WpView
    Reads 52,336
  • WpVote
    Votes 4,601
  • WpPart
    Parts 35
-هرکسی تو زندگیش سیگار داره +من ندارم -چرا داری،سیگار چیزیه ک معتادشی،یه ادم،یه صدا،یه عطر یا یه عروسک شاید...ب هر حال،سیگار تو زندگی هر کسی هست،یه وقتایی بعد یه مدت میفهمی سیگارت چیه،مثلا وقتی عاشق میشی...خب سیگار من خود سیگاره! +میشه دیگه سیگار نکشی؟ -نمیتونم.چون سیگارمه! +جی...شاید من بتونم سیگارت بشم... -تو؟ نمیدونم چرا اما اشک از چشمام میریخت +اره...من بهش نزدیک تر شدم تو چشام نگا میکرد سیگارشو پرت کرد و گفت: -سیگار من باش... تو چشاش زول زدم،منتظر بودم فاصلمون داشت کمتر میشد و طولی نکشید که و لبای داغشو رو لبام احساس کردم...❤
ASMR Arstist [VKOOK] by SquishyyBTS
SquishyyBTS
  • WpView
    Reads 63,157
  • WpVote
    Votes 6,357
  • WpPart
    Parts 12
«از ویدیوهای دوست‌پسر باتمت بیشتر آپلود کن لطفاً» جایی که تهیونگ یه هنرمند «ای‌اس‌ام‌آر»ئه و جونگکوک هر شب با ویدیوهاش خودارضایی می‌کنه. [ولی چی می‌شه اگه تهیونگ یه‌روزی خیلی اتفاقی بره خونهٔ جونگکوک زندگی کنه؟ چی می‌شه اگه رازش آشکار بشه؟ سر غرورش چه بلایی میاد؟] این داستان ترجمه‌ٔ فن‌فیکی به همین نام از اکانت @peachyu_ هست و کپی‌رایت داستان متعلق به اونه ولی من ازش اجازه گرفتم که این داستان رو به فارسی ترجمه کنم و توی این پیج آپ کنم! نویسنده اجازهٔ ترجمه نمی‌داد ولی چون داستان‌های زیادی رو به زبان فارسی توی واتپد دیده بود و از زبونمون خوشش میومد برای من استثنا قائل شد و پرمیشن داد که این داستان رو ترجمه کنم. ممنون می‌شم با ووت کردن این داستان کمک کنید بیشتر خونده شه. COVER BY: @nahidix☁
1D Chat ! by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 151,582
  • WpVote
    Votes 27,608
  • WpPart
    Parts 74
Not a FanFiction.
gangsta || Ziam  by Medi_Lee
Medi_Lee
  • WpView
    Reads 18,056
  • WpVote
    Votes 1,734
  • WpPart
    Parts 22
ز:من عاشقتم پسرک با گریه گفت و به این توجه نکرد که بارون تمام تنش رو خیس کرده پسر بزرگ تر اونو تو آغوشش گرفت و لباشو روی موهای خیس مشکیش گذاشت ل:ولی من عاشقت نیستم....من فقط عاشق وقتاییم که با اون صدای جادوییت باهام حرفای عاشقانه میزنی وقتی میخوام سخت به فاکت بدم لیام گفت و لباشو رو لبای پسرک گذاشت اون نیازی نداره عاشق باشه.... نیازی نداره عاشق چشمای خمار پسرک شه... اون الانشم توی چشمه عسل اون چشما گیر افتاده و کسی نمیتونه نجاتش بده درست مثل معتادی ک ساعتی بدون‌مواد میمیره ..... ز : فک می کنی بااین کارات چند نفرو میتونی بکشی؟ یه نفر دو نفر؟ همونطورکه اسلحه رو روی سرش گذاشته بود داد زد پسر بزرگتر با عصبانیت از ماشین پیاده شدو اسلحشو از جیبش در اوورد و روی سینش گذاشت ل : تو بکنش سه نفر خودشم مثل پسرک داد میزد حالا حاله ای از ترس توی چشمای پسرک کاملا معلوم بود لوکی که در از دور شاهد همه چیز بود با ترس به اون دوتا پسر روانی نگاه میکرد ...... 🔞هشدار این فن فیکشن دارای صحنه های +18 ، شکنجه و حاملگی مردان میباشد
pretty boy (Persian Translation) by StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Reads 437,301
  • WpVote
    Votes 70,369
  • WpPart
    Parts 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1