In love with 'em
7 storie
Little Prince di Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    LETTURE 2,353
  • WpVote
    Voti 245
  • WpPart
    Parti 2
«میدونی، بعضیا وقتی ناراحتن، طلوع خورشید رو دوست دارن» -آنتوان دو سنت-اگزوپری ترجمه فن فیکش واندر هست فقط اسمش رو عوض کردم
House Of Cards  di Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    LETTURE 541,627
  • WpVote
    Voti 47,175
  • WpPart
    Parti 44
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده "قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست." ♤♡◇♧ نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم. 🔞اخطار داستان رو حتما بخونید. VMinKook
City Of Dead [Vkook AU] di Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    LETTURE 163,253
  • WpVote
    Voti 26,415
  • WpPart
    Parti 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"
God is Dead? | Vkook Completed  di Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LETTURE 44,021
  • WpVote
    Voti 5,335
  • WpPart
    Parti 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
EMPTY NOTE di AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    LETTURE 31,518
  • WpVote
    Voti 6,177
  • WpPart
    Parti 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
از میلیون ها صدای مزاحم di sahar_sivan
sahar_sivan
  • WpView
    LETTURE 1,747
  • WpVote
    Voti 297
  • WpPart
    Parti 15
میدونی چیه؟ همیشه لازم نیست تجربه کنی تا حس کنی. بعضا... بعضا... نمیتونم بگم. *تکه‌هایی از کسانی که نمی‌شناسیم، البته منظورم تکه‌هایی از داستانشان است*
Forever in your memory | L.S - AU di Marry____
Marry____
  • WpView
    LETTURE 93,311
  • WpVote
    Voti 13,522
  • WpPart
    Parti 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷