جين ناليد:" كيم فاكينگ نامجون! چطور تونستي خودتو از من محروم كني؟ چطور تونستي منو از خودت محروم كني ؟ من كه هزاربار بهت گفته بودم معتادت شدم. بهت كه گفته بودم لمس دستات و سر خوردنشون رو پوست تنم بهتر از هر مسكن ديگه اي دردامو تسكين ميده.
بهت كه گفته بودم لبات و حركتشون رو لبام مثل قرص خواب، خوابم ميكنه.
حالا من چطوري اين همه روز رو بدون تو سر كنم؟
بدون حس لمس دستات رو تنم...
بدون چشيدن طعم لبات بعد از هربار سيگار كشيدن، بعد از هربار قهوه خوردن....
هااااان؟"
کیم سوکجین نمیدونست چطور سر از یه پارتی درآورده بود، روی زمین نشسته بود و داشت با یه مشت آدم پر سر و صدا جرات یا حقیقت بازی میکرد..
ولی چیزی که میدونست، این بود که بی شک نمیخواست ببازه.
مخصوصا به اون عوضیِ از خود راضی،
جئون جونگ کوک.
تگ ها: نفرت به عشق، رومنس، اسمات
*این فنفیک ترجمه ی فارسی فیک Truth or Dare به نوشته ی jinfanfics در سایت AO3 هست.
امیدوارم لذت ببرید!
[کامل شده، فصل اول]
کاپل: نامجین، ویکوک
ژانر: درام، رمنس، فلاف، اسمات
نویسنده: SHin
خلاصه: کیم سوکجین، پسر یکی از بزرگترین سرمایهداران کره است. که البته با پدرش هم مشکل داره. البته اون نه! بلکه این پدر جین هست که از اون خوشش نمیاد و دلیلش هم رازیه که تنها سه نفر در دنیا ازش خبر دارن! این راز چیه؟ نمیدونه! تنها چیزی که میدونه اینه که از این پسری که تازه دیدتش خوشش میاد! کیم نامجون!
فصل دوم این فیک، با اسمِ Motivation 2 در همین اکانت.
فولپارت این فیکشن، به صورتِ پیدیاف در چنل تلگرام من قرار گرفته. دقت کنید که پارتهای توی واتپد، ادیت خوردن و تمیزترن. پس اگه از اینجا بخونید، بهتره.
آیدی چنل تلگرام من:
@SHinDust
هشتگِ این فیک در چنل:
#Motivation
+18 هشدار
کیم سئوک جین، وارث سر زمین چوسان؛ در کشتی در حال مسافرت به پیونگیانگ (بخش شمالی کره) بود که کشتی اش توسط کیم نامجون، بدنام ترین دزد دریایی شیلا معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت.
ورژن نامجین همین داستان خودم که تو پروفایل اصلیم نسخه لری و لویی استریتش رو گذاشتم!
نمیخواستم اونطرف زیادی شلوغ بشه ... مطمئن بشید که اون پروفایل رو هم فالو کنید!
نامجون هیچ وقت فکر نمیکرد که یه آدم کوچولو توی دیوار اتاقش زندگی کنه. اما وقتی به خاطر اشتباهش اون بند انگشتی بزرگ میشه، باید بهش کمک کنه تا دوباره مثل قبل بشه.
برای اونا توی مسیرشون برای عادی کردن شرایط، اتفاقات جالب، بامزه، ناراحت کننده و همینطور رمانتیکی میوفته.
یاد گرفتن خوندن و نوشتن، جنگ با زنبورای وحشی (که دشمن آدم کوچولوهان)، لباس دوختن، مادری که یه فوجوشی واقعیه، آشنا شدن با دختر عجیب همسایه و برادر بامزهاش، جیمینی که دوست پسر قبلی نامجونه و همینطور، عاشق شدن.
~قصهی یه کوچولوی صورتی~
کاپل اصلی: نامجین
کاپل فرعی: دختر پسری (جیمین)
ژانر: فانتزی، فلاف، رومنس، روزمره
+اولین فیک فلاف من :) دوستش داشته باشید و به دوستاتون معرفی کنید ♥
با تشکر فراوان از @si_fatima *-*
2 in #SeokJin
2 in #کیوت
+"نمیدونم چی شد....
دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم.
مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟"
-"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟
من فقط فرشته ی عذابت بودم؛
چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟"
<><><><><><>
قلب یک هیولا، حکایت یه پسره.
پسری که خودشو یه هیولا میدونه.
چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛
'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟'
<><><><><><>
کاپل اصلی: کوکجین
کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ...
تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات
⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست!
⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین!
در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
اینجور نبود که از قبل نقشه کشیده باشم.
فقط اتفاق افتاد وحالا من نمیدونم چجوری باید این وضعیت رو کنترل کنم. خب شاید من آدم خوش گذرونی باشم اما... اما این باعث نمیشه بخوام با اون اینکارو کنم... کسی که تقریبا منو بزرگ کرده.
باید جبرانش کنم هرجور شده، حتی اگه قلبم هزاران تیکه بشه...
همه چیز از حدود یک ماه پیش شروع شد، یک روز خیلی خیلی عادی مثل روزهای دیگه... و کی فکرشو میکرد همچین اتفاقی قراره بیوفته...
کاپل:تهجین
ژانر:درام/اسمات
مهم نيست چقدر سخت تلاش كنه تا تو دام اون بارمن مو بلوند جذاب نيفته... يه روزي جين خودشو در حالي پيدا ميكنه كه تو دامي كه تهيونگ براش پهن كرده داره دست و پا ميزنه =)