[زندگی توی ساعتشنی]
"اون گرگ سیاه کیه؟"
"جفتِ جیمین."
"جفت جیمین؟ و تواینجا ایستادی و هیچ کاری نمیکنی؟"
یونگی با عصبانیت جواب داد:"چیکار میتونم بکنم وقتی کشش گرگش به سمت جفتشه؟ فکر کردی برام آسونه که جیمین با چشمهای ملتمس بهم نگاه میکنه اما نمیتونه جلوی قدم هاش که به سمت اون میرن رو بگیره؟ آره ما عاشق همیم ولی عشق کافی نیست... هیچوقت نبوده."
" اشتباه میکنی، عشق کافیه... اون تنها روزنهی امید برای ادامه دادنه. فقط به کیم نگاه کن! بعد از 100 سال انتظار، حالا داره با یه لبخند روی لبهاش و دستی روی قلبش میمیره و هیچ اعتراضی نداره."
---------------------------------
کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین
ژانر:سوپرنچرال (خونآشام، امگاورس، جادوگر)، رمنس، انگست
"رمان ترجمه شده!"
اسم اصلی رمان:sickly tyrannical
وقتی که یه روانشناسی که خودش بیشتر از همه نیاز به روانشناس داره یه ادمِ ناسالم رو میبینه و
باعث میشه هردوشون باهم به عمق تاریکی برن
در اخر فقط باعث میشه که زندگیش نابود بشه
"هی جونگ کوک میشه لطفا باهام حرف بزنی؟"
''م_من هم_همیشه باهات ح_حرف میز_زنم ته ته''
چی میشه اگه پسر بد مدرسه، کیم تهیونگ، بخواد به جونگ کوکی که نمیتونه حرف بزنه کمک کنه؟
اما تهیونگ یه راز کوچولو داره...
+این فیک روند اصلیش از پارت 7 به طور جدی شروع میشه و پر از سوپرایزه! پارتای اول بیشتر جنبه ی طنز و کیوت داره>~<
خودم که خیلی باهاشون سافت شدم^~^
ژانر:رمنس_کیوت_فلاف_اسمات_کمدی_+18_مدرسه ای_اختلال چندشخصیتی
#1ویکوک 1#تهیونگ #جونگکوک 1#بنگتن
1#cute
1#badboy
1#comedy
1#namjoon
1#jimin
1#bangtan
4#vkook
جئون جونگ کوک پسربظاهرخ شن ومغروری که برای امرارومعاش خودش وخواهروبرادرکوچکترش دریکی ازبزرگترین کلاب های سئول کارمیکنه وپسری به اسم کیم تهیونگ که پسری مفرح و پولداره که توشرکت پدرش مشغول به کاره،ملاقات میکنه...
امااین ملاقات سرنوشت جفتشون رودستخوش تغییرمیکنه...
نُوا یعنی چی؟...
زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا!
وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی.
وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته.
نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره...
.
.
سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن.
سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن.
سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن.
مجبورن
تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن.
هنوز میتونن حرف بزنن
ثابت کنن که هنوز زندن!
این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد...
ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی
کاپل: VKOOK / SECRET
+دختر پسری
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر رو ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی.
« شرارتی برای صدای تو »
Best Ranking:
#1 vkook 😭
#1 taekook
#1 bangtan
#1 kookie
#1 kookv
#1 army