(متوقف شده)
بعداز حملهی شکارچیهای بیرحم به گلهی پژواک، همهی خانوادهی تهیونگ کشته میشن و اون تنها بازمانده میمونه. تنها امگای خونخالصِ جهان.
چند روزی رو زخمی و بیپناه توی جنگل میچرخه، تا اینکه با یه گلهی مرموز روبهرو میشه؛ گلهای با چهار گرگ خطرناک، به رهبری انیگمای ی به اسم لوبو.
تهیونگ که چیزی برای از دست دادن نداره، به رهبر پیشنهاد میده که در ازای تقدیمکردن بدنش، بذاره توی گلهاش بمونه.
- داری بدنت رو بهم تقدیم میکنی که اجازه بدم توی گلهام بمونی؟ این خیلی... هرزهوار نیست؟
+ کسی که حاضره برات یه جانشین بهدنیا بیاره رو هرزه صدا میزنی؟
ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات، امپرگ.
بذارین اینجوری بگم بهتون... میخوام با کسی آشنا شم که وقتی باهاش نبودم، نفسم بگیره و دلم طاقت نیاره. یکی که روحمو بشکافه... که هر اتم از بدنش برام عزیز باشه. کسی که وقتی بهش رسیدم و طعمِ بودن باهاشو چشیدم، تازه متوجه شم که چقدر تا اون لحظه تشنه بودم... کسی که با دیدنش قلبم یک در میون بزنه... حتی بعضاً نزنه! کسی که بودن باهاش اونقدر هیجانانگیز باشه که وقتی برگشتم و به
گذشتهم نگاه انداختم، هیچ پشیمونیای نداشته باشم و به خودم بابت اون زندگی آفرین بگم... اینجوریه که میچسبه بهم پدر!
کاپلها: کوکوی، نامجین، سوپمین
ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات
beauty and the beast ╎دیو و دلبر
«تمام شده»
∘₊✧──────✧₊∘
جونگ کوک شرخر محلههای فقیر نشینه. بعد از اینکه توسط پلیس دستگیر میشه و مدتی توی زندان میمونه، تصمیم میگیره برای خودش شغلی دست و پا کنه و از شرخری در بیاد؛ برای همین دوستش بهش پیشنهاد میکنه که پرستار بچهی تازه متولد شدهی تهیونگ بشه!
∘₊✧──────✧₊∘
کاپل: کوکوی(کاپل فرعی ندارد.)
ژانر: کمدی، فلاف، عاشقانه.
∘₊✧──────✧₊∘
کانال تلگرام: polacore