naazaniiiin's Reading List
6 stories
" Something like Miracle "  [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,217
  • WpVote
    Votes 2,633
  • WpPart
    Parts 42
فیک کامل شده •¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو •¬ژانر: پزشکی| علمی| عاشقانه| احساسی •¬خلاصه: بیون بکهیون ، پسر کوچولوی شیطون و بامزه ای که پدر مادرش رو در جریانات سیاسی از دست میده اما توسط خانواده پارک پذیرفته میشه .. پسر اون خانواده ، پارک چانیول با وجود پنج سال اختلاف سنی ای که دارن خلأ تنهایی خودش رو با بکهیون پر میکنه.. وقتی چانیول پی ببره که کارهای بکهیون مثل بچه های هم سن و سال خودش عادی نیست یا اینکه بکهیون قدرت های عجیب مخفی در بدنش داره که باعث میشه به برادر ناتنیش حسی متفاوت از فضای خانواده پیدا کرده.. پدربزرگ پدری بکهیون با نام کنیگ بزرگ برای گرفتن حق سرپرستی نوه ی عزیزش دست به قتل خانواده اش میزنه و از قدرت بکهیون به عنوان جعبه ابزار پزشکی برای شبیه سازی انسان یا زنده کردن مردهها استفاده میکنه.. حالا بیون بکهیون موفق ترین نسخه شبیه سازی شده، بزرگترین عضو سازمان مافیایی و جاسوسی کره و پارک چانیول ، ماهرترین جراح مغز و اعصاب روبه روی هم قرار میگیرن تا به چانیول اجازه نده پارک بکهیون واقعی رو از خواب مصنوعی بیدار کنه لحظهای که چانیول فراموش میکنه محبوبش در خانه روی تخت خوابیده.. روزی که بکهیون یادش میره کسی رو که میکشه همون پسریه که یه موقع برادر صداش میکرد... ═ ∘♡༉∘ ═ #Litt
The flaws in Park Chanyeol by blehmeh2014
blehmeh2014
  • WpView
    Reads 54,748
  • WpVote
    Votes 3,014
  • WpPart
    Parts 11
They are going so well. Chanyeol spends every day seeing the light sparkle in Baekhyun's eyes and watching the love of his life return to his old self. He doesn't think anything can happen to Baekhyun, or come in between them, especially when he promises himself he will let nothing hurt Baekhyun ever again. Especially when he sees that the way Baekhyun looks at him is different from the way Baekhyun looks at everyone else. "Do you love me?" He asks. Baekhyun opens his mouth, but he never has the chance to answer. "Baekkie?" Joo-hyung returns, and this time, it is for a completely different reason.
.• 𝙃𝙤𝙩𝙚𝙡 𝘾𝙖𝙡𝙞𝙛𝙤𝙧𝙣𝙞𝙖 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 221,492
  • WpVote
    Votes 41,658
  • WpPart
    Parts 69
⚜﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🔱💫𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜⚜ ⚜فیکشن: هتل کالیفرنیا ⚜ژانر: فلاف، رمنس، درام، اسمات ⚜کاپل: چانبک، کایسو ⚜وضعیت: کامل شده ⚜﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🔱💫𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜⚜ بیون بکهیون، پسر رئیس هتل کالیفرنیا، به همراه کیونگسو، منشی شخصی پدرش، به لس آنجلس میرن تا مدیریت هتل رو به دست بگیرن و اونجا درگیر ماجراهایی با سرآشپز سه ستاره پارک چانیول و آشپز ارشد کیم جونگین میشن. ماجراهایی از نوع دعوای عاشقانه!
swish swish i'm a witch by sisufiction
sisufiction
  • WpView
    Reads 97,670
  • WpVote
    Votes 20,148
  • WpPart
    Parts 43
ژانر: رومنس، زندگی روزمره ، فلاف ،اسمات🔮🥇 کاپل : چانبک ، کایسو ، هونهان👬 🎃خلاصه : یه کشور ... یه شهر .... دو پسر .... زیر یه آسمون ... ولی توی دو محله کاملا متفاوت ‌. بکهیون پسر کوچکتر بیون یوجین ، رئیس یکی از بزرگترین شرکت های سرمایه گذاری کره به اسم لاسیلیا ، تمام زندگیش رو توی ناز و نعمت زندگی کرده و از زندگی چیزی به جز چطوری خرج کردن پول ، مست کردن توی پارتی ها و ساختن بهونه های مختلف واسه فرار کردن از دانشگاه و تنبیه های پدرش نمیدونه . کیونگسو ، پسرِ بزرگ لی یونا ، تمام زندگیش جون کنده تا بدهی هایی که تنها یادگار پدر عوضیش بودن رو به طلبکار های همیشه بی اعصابشون پرداخت کنه و مراقب خانواده کوچیکش که شامل مادرش ، شیطان کوچولوی خانواده یعنی خواهرش و دایی بیکار معتادش میشه باشه . هیچ کدوم فکر نمیکردن وضع زندگیشون قراره تغییر کنه ؛ و دقیقا اینجاست که داستان ما شروع میشه ! پس یه جورایی میشه گفت همه چیز با یه قلب درد نه چندان کوچیک شروع شد .
04:61 by symphonyfic
symphonyfic
  • WpView
    Reads 1,320
  • WpVote
    Votes 153
  • WpPart
    Parts 3
💫روایتی جدید و هیجان انگیز از زندگی پس از مرگ⚰ 🔮چانبک 🥋ویکوک 🎈هونلیسا 🎼به قلم سمفونی
" UnderWorld "[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,876
  • WpVote
    Votes 3,377
  • WpPart
    Parts 35
•¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو •¬ژانر: فانتزی | عاشقانه | اساطیری •¬خلاصه: قدرتمند ترین خدا در میان دروازده تن از برترین ها و مالک نشان ماه و خورشید بود. نیرویی در اختیار داشت که هیچ کس توان مقابله در برابرش را در خود نمیدید. اگر میخواست؛ قدرت نابودی داشت و یا حیات میبخشید! این موهبتی بود که به اون هدیه شد. و این احساس شوم، ترس نام داشت یا حسادت؟ هر چه که بود؛ بنای یک طغیان شد و آشوب، هستی را در بر گرفت! یازده خدا و الهه با یکدیگر متحد شدند و در برابرش ایستادند؛ اما هیچ یک نتوانست او را به زانو درآورد... ارس؛ با نیرنگ او را به دام کشید و با جدا کردن دو نشان ماه و خورشید، او اسیر شد؛ روحش را به قسمت های مختلف تقسیم کردند و هر تکه برای پایداری عالم، در هستی تجسم گرفت. آفرودیت تکه عشق و دو نشان ماه و خورشید را به فرمانروای جهان برین داد و امید داشت، این توازن غیر مطلق، برای مدتی باقی باشد... اما او در جسم عشق بازگشت و این بار، بکهیون تمام قسمت های روحش را بازپس خواهد گرفت؛ و آن روز، پایان جهان است! ═ ∘♡༉∘ ═ #exist 🌿