narges002's Reading List
31 stories
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 497,286
  • WpVote
    Votes 74,907
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
Memories of buried dreams of two psychical  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 13,083
  • WpVote
    Votes 1,960
  • WpPart
    Parts 32
Memories of buried dreams of two psychical 📿 <خاطرات مدفون شده در روياي دو رواني> 🔻 +عشق ما...به جایی نمیرسید...تو یه خلافکاری...یه قاتلی...چطور میتونستم عاشقت باشمو باهات زندگی کنم؟عشق ما پایان خوشی نداره... نامجون با خشم اسلحه و از پشته کمرش در اورد و سمته جین گرفت و با صدای دورگه ای گفت: - پایانو نشونت میدم...همین جا...همین الان... بنگ! صداي گلوله همه جا پيچيد....
C h a t VKOOK-''|COMPLETE| by taem_taemii
taem_taemii
  • WpView
    Reads 195,773
  • WpVote
    Votes 30,668
  • WpPart
    Parts 23
(Persian translation) اون فکر میکرد که هیچ کس اونو دوست نداره و هیچ کس دوست نداره با اون هم صحبت بشه. تا روزی که از یک شخصی مسجی دریافت کرد و البته اون پیام برایه یک شخص دیگه ای بود. +Vkook رنگکینگ bangtanwords #11 و vkook #83 * این فیک با اجازه نویسنده ترجمه میشه پایان: 1398.6.21
~hard stan~(persian translation)▪(taekook) by sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Reads 580,149
  • WpVote
    Votes 72,417
  • WpPart
    Parts 107
جونگ کوک یه اکانت اینستا برای خواننده مورد علاقش داره.... نکته اینجاس که اون یه هارد استنه و فقط چیزایی پست میکنه راجب اینکه تهیونگ چه ددی کاملیه.... چه اتفاقی میوفته وقتی تهیونگ از اکانت اون با خبر میشه....؟ 🔞اسمات....🔞 written by @arayofsunshine99
Supermarket Flowers 💐  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 975
  • WpVote
    Votes 167
  • WpPart
    Parts 1
با اينكه كوكي فلج بود... يه قلب پاك داشت مثل همه عاشق ميشد، غصه ميخورد؛ آخه اونم آدم بود...! يه معشوق داشت اسمش تهيونگ بود... عين خودش بود، زندگي تجملاتي نداشت. پس هر روز براش يه شاخه گل ميخريد گلاي زيبا ولي ارزون گلاي سوپرماركتي...!
Capricious boy by rayan9492
rayan9492
  • WpView
    Reads 33,859
  • WpVote
    Votes 4,804
  • WpPart
    Parts 6
تو یه حرکت سریع بلند شد و صورتش رو تو فاصله یه اینچی پسرک زیبا نگه داشت... چهرش بانمک بود توام با غرور و سرزندگی خاموشی که منتظر تلنگر بود... چشمای درشت و لبای قلوه ای... دقیقا استایل نامجون بود! سوالی که براش پیش اومده بود و مغزش رو مث خورده داشت میخورد... *چطور تا الان سالم مونده و مث یه الماس داره مقابلم میدرخشه؟!
INCREDIBLE ; Vkook AU(+18) by fuckedmaster
fuckedmaster
  • WpView
    Reads 117,594
  • WpVote
    Votes 9,156
  • WpPart
    Parts 24
+بزار بیبیت باشم -پس صدام کن! +د...ددی -بیبی ددیو میخاد؟ +زیاد!! |و چی میشد اگه هرگز نمی دیدمت| 𝔄𝔯𝔢 𝔶𝔬𝔲 𝔞 𝔴𝔞𝔱𝔠𝔥𝔢𝔯 𝔬𝔯 𝔞 𝔭𝔩𝔞𝔶𝔢𝔯? . Tip:this is a smut fanfic (+18) Couples:vkook-hopmin-namjin-sope Geners:smut-fun پ.ن:(عمده این فیک به صورت فانه)همه چیز مشخصه پس لطفا سوال بی مورد مخصوصا درباره کاپلا یا تغییر کاپلا پرسیده نشه درباره اسماتم اخطار دادم اسمتا از قسمت دو یا سه شروع میشه پس اگر میتونید بخونید امیدوارم لذت ببرید~ To express babis appreciation
❤Years without you❤ by seti_chan
seti_chan
  • WpView
    Reads 12,042
  • WpVote
    Votes 1,769
  • WpPart
    Parts 10
_دلم برات تنگ شده بود کوکی باورش نمیشد که این مرد همون تهیونگ هیونگ بچگیاش بود....
I need you... (وانشاتی که داستان شده)✔ by Dark_chimchim
Dark_chimchim
  • WpView
    Reads 39,977
  • WpVote
    Votes 4,613
  • WpPart
    Parts 11
*هیونگ دارم بهت میگم به منم خوش گذشت. یونگی زانوهاش رو بغل کرد. نمیتونست حالت چهره جیمین رو تو تاریکی تشخیص بده. -هیونگ من خوشم اومد. وقتی چشمام رو گرفتی خوشم اومد. -جیمینا... * کاپل:یونمین
Our Omega Leadernim! by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 1,791,904
  • WpVote
    Votes 238,583
  • WpPart
    Parts 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟