S
10 قصص
Dear Liv بقلم Iwascalledyellow
Iwascalledyellow
  • WpView
    مقروء 3,591
  • WpVote
    صوت 872
  • WpPart
    فصول 21
عزیزم. لیو؟
Time; YoonMin | Per Translation بقلم StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    مقروء 62,364
  • WpVote
    صوت 12,761
  • WpPart
    فصول 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Before Our Spring - [Completed] بقلم theteara
theteara
  • WpView
    مقروء 80,018
  • WpVote
    صوت 15,234
  • WpPart
    فصول 48
تهیونگ به جیمین قول می‌ده. شب‌ها می‌گذرن، روز‌ها از راه می‌رسن. باد می‌وزه، قول‌ها شکسته‌ می‌شن و فصل‌ها عوض می‌شن؛ تابستون، پاییز، زمستون، زمستون، زمستون. و برف همیشه موندگاره. تهیونگِ من، تو می‌تونی قولی بدی که شکسته نشه، آفتابی که خاموش نشه، شبی که از راه نرسه؟ می‌تونی برف‌ها رو آب کنی؟ می‌تونی بهار رو صدا کنی؟ برای من، برای ما؟ |ویمین - یونمین - یونسئوک| |فلاف - انگست| BTS VMIN FANFICTION copyright © 2019 teara , Yeg 9.12.19 Trigger warning! Major character death.
Things only SHERLOCK fans undrestand (P.T) بقلم Marry____
Marry____
  • WpView
    مقروء 30,680
  • WpVote
    صوت 5,448
  • WpPart
    فصول 36
"چیزایی که فقط فنای شرلوک میفهمن" من قبل از اینکه با واندی آشنا بشم، فن شرلوک بودم. حتی خیلی قبل تر از اینکه بفهمم فندوم یعنی چی،یا فنگرل چه موجودیه. پس پلاک ۲۲۱بی خیابان بیکر، اولین خونه ی منه‌‌. شما رو دعوت میکنم همراه من به خیابون بیکر بیاین. قراره یکمی تو خونه‌زندگی شرلوک بچرخیم و بعد خیلی آروم یه گوشه بشینیم و آلبومو بکشیم بیرون و یه چیزاییو با هم مرور کنیم ؛) *با کسب اجازه جهت ترجمه از نویسنده ی اصلی کتاب* All rights reserved @fuckingsnowflake
Leica بقلم BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    مقروء 65,042
  • WpVote
    صوت 12,267
  • WpPart
    فصول 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
All I owned (L.S) بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 41,494
  • WpVote
    صوت 8,222
  • WpPart
    فصول 34
توی نوشته هام ، من تو رو شبا می بردم خونه و صبح با صدای کتاب خوندنت بیدار می شدم.
entwine [vkook] بقلم eeuphorriia
eeuphorriia
  • WpView
    مقروء 364
  • WpVote
    صوت 42
  • WpPart
    فصول 7
لوکا، یادته بهت گفتم حواست به خونه‌ باشه؟ یادم رفت بهت بگم مراقب باشی هیچ آدمی رو به عنوان خونه انتخاب نکنی که وقتی ترکت کرد، مثل من نشی. کاپل: ویکوک/ کوک‌وی
all the things I've never said(book2eyes)  بقلم setidarcy
setidarcy
  • WpView
    مقروء 10,653
  • WpVote
    صوت 2,165
  • WpPart
    فصول 25
یه جا خونده بودم، ما عشقی رو دریافت می‌کنیم که فکر میکنیم لایقشیم اما من لیاقت داشتنت رو نداشتم
+12 أكثر
Watching You For Ages.// Ziam بقلم NilooB
NilooB
  • WpView
    مقروء 4,588
  • WpVote
    صوت 834
  • WpPart
    فصول 8
[Completed♡] "آراستن گلِ‌موعود، در صبح‌گاهِ بدرود." •ولاگ هفتگی! : زین: "خب سلام، اومدم بهتون بگم که...امشب میخوام فقط و فقط پیش 'اون' بخوابم. ستاره‌ها تنها با وجود 'اون' به من چشمک میزنند!" A short-story by;NilooB 'Zayn Malik&LiamPayne'
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) بقلم PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    مقروء 121,768
  • WpVote
    صوت 21,665
  • WpPart
    فصول 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17