shaaghayegh19's Reading List
8 cerita
𝙏𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙎𝙚𝙖 || 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙢𝙞���𝙣 oleh AvrilLullaby
AvrilLullaby
  • WpView
    Membaca 46,455
  • WpVote
    Vote 6,217
  • WpPart
    Bab 83
[ به سمت دریا ] 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬▪𝐊𝐨𝐨𝐤𝐌𝐢𝐧,𝐕𝐇𝐨𝐩𝐞 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞▪𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟,𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐑𝐨𝐮𝐠𝐡 𝘓𝘰𝘷𝘦 𝘪𝘴 𝘴𝘰𝘮𝘦𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘵𝘳𝘦𝘢𝘴𝘶𝘳𝘦 𝘯𝘰𝘵 𝘵𝘰 𝘪𝘨𝘯𝘰𝘳𝘦... 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲 𝐬𝐢𝐧𝐜𝐞𝐫𝐞𝐥𝐲_𝐣𝐢𝐤𝐨𝐨𝐤
kookmin fans oleh madgirl_baby_love
madgirl_baby_love
  • WpView
    Membaca 20,639
  • WpVote
    Vote 739
  • WpPart
    Bab 8
بوک های کوکمین رو معرفی میکنم 🥰😊 پس اگر حوصله ات سر رفته و فیک کوکمین نداری‌ بخونی بیا اینجا من کمکت میکنم
Barkarole oleh Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Membaca 85,242
  • WpVote
    Vote 15,968
  • WpPart
    Bab 53
←[کامل شده]→ - تو مثل رز سیاهی. + چرا رز سیاه؟ - فکرکنم دلیلشو خودت خوب بدونی... جیمین دیگه اون امگای آروم و شاد و سرزنده‌ی چهار سال پیش نبود. بعد از گذشت سه‌سال توی سازمان، که حاصلی جز درد و رنج تمام‌نشدنی نداشت، حالا درست مثل یک گل رز یخ زده به پایگاه پناه آورده بود؛ جایی که تبدیل به مکان امنش شده بود. ولی مکان امنش میتونست تغییر کنه و جاش رو به میون بازوهای اون پسر مافیانمای خرگوشی بده؟ "از اخرش معلوم میشه زمین جهنم یک سیاره دیگه‌است..." ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، اسمات. کاپل: کوکمین. #🥇 in JUNGKOOK #4 in JIMIN #1 in Jikook #1 in Kookmin #1 in vmin #2 in smut
𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒆𝒔𝒊𝒅𝒆𝒏𝒕'𝒔 𝒔𝒐𝒏 oleh im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Membaca 175,465
  • WpVote
    Vote 24,475
  • WpPart
    Bab 42
ژانر : عاشقانه ، کمدی ، هیجان‌انگیز ، کمی جنایی پسر کت و شلوار به تن قدمی به جلو برداشت و تعظیم طولانی کرد . با جدیت تمام خودش رو معرفی کرد "جئون جانگکوک" جیمین چشم هاشو باریک کرد و از جاش بلند شد . تمام قد رو به روی پسر بلند قد ایستاد "جئون جانگکوک؟" "بله قربان" جیمین زمزمه کرد"قربان؟" برای اینکه مجبور نشه دوباره این کلمه رو بشنوه سریع گفت. "به من نگو قربان ، این چیزیه که بقیه باهاش پدرم رو صدا میزنن" مرد سری تکون داد "بله قربان" .... کاپل اصلی =کوکمین کاپل فرعی=تهگی ترجمه فیک The president's son امیدوارم لذت ببرید:) [کامل شده♡]
INCREDIBLE ; Vkook AU(+18) oleh fuckedmaster
fuckedmaster
  • WpView
    Membaca 117,850
  • WpVote
    Vote 9,167
  • WpPart
    Bab 24
+بزار بیبیت باشم -پس صدام کن! +د...ددی -بیبی ددیو میخاد؟ +زیاد!! |و چی میشد اگه هرگز نمی دیدمت| 𝔄𝔯𝔢 𝔶𝔬𝔲 𝔞 𝔴𝔞𝔱𝔠𝔥𝔢𝔯 𝔬𝔯 𝔞 𝔭𝔩𝔞𝔶𝔢𝔯? . Tip:this is a smut fanfic (+18) Couples:vkook-hopmin-namjin-sope Geners:smut-fun پ.ن:(عمده این فیک به صورت فانه)همه چیز مشخصه پس لطفا سوال بی مورد مخصوصا درباره کاپلا یا تغییر کاپلا پرسیده نشه درباره اسماتم اخطار دادم اسمتا از قسمت دو یا سه شروع میشه پس اگر میتونید بخونید امیدوارم لذت ببرید~ To express babis appreciation
more than a bestfriend +18 [completed] oleh sugaswife5
sugaswife5
  • WpView
    Membaca 101,121
  • WpVote
    Vote 11,492
  • WpPart
    Bab 23
از وقتی که ما بچه بودیم تو بهترین دوست من بودی. تو منو میشناسی ، و منم تو رو میشناسم. تو همه چیز رو راجب من میدونی اما خب، من همه چیز رو راجب تو نمیدونم . وقتی راجب عشقت به یه نفر دیگه بهم گفتی ، قلب من کاملا شکست . نمیتونم واسه خوشحالیت خوشحال نباشم ، ولی نمیتونم جلوی گریه های از رو حسودی ام رو بگیرم . امیدوارم یه روز برسه که راجب احساساتم بهت بگم ، چیزی که تاحالا شانس گفتنش رو نداشتم . قلب من کاملا شکست و دیگه نمیخوام عاشقت باشم . یا بهتر بگم . الان ازت متنفرم . ________________________ #1 bangtan #1 gay #1 boyxboy #2 vmin
NFWMB (Jikook) +18 oleh xPinkLightx
xPinkLightx
  • WpView
    Membaca 87,206
  • WpVote
    Vote 6,216
  • WpPart
    Bab 22
داستان درباره تشكيل روابط اشتباه..روابطي ك باعث فاش شدن رازهايي ميشه ك هيچوقت نبايدگفته ميشدن،هست. 🔞لطفا با توجه به درجه سني تون بخونين.🔞
darkness touch  oleh raha_ansari
raha_ansari
  • WpView
    Membaca 15,687
  • WpVote
    Vote 1,722
  • WpPart
    Bab 22
🔻آینه ها نقش بزرگی تو زندگی ما بازی میکنند ، با اینکه خود واقعیمونو به نمایش میزارند ولی با ظاهری فریبنده و کمی جیوه باعث میشن خودتو بهتر از چیزی که هستی ببینی و شاید حتی به این دروغ آشکار لبخند بزنی و سعی کنی اونو جایی ثبت کنی .... ولی مشکل از جایی شروع میشه که فریبندگی آینه ها تو رو غرق خودش میکنه و حالا این تویی که توی این دنیای تماما بازتاب گم میشی و شاید حتی نتونی دیگه بین اون دروغ و خود واقعیت فرق بزاری و دیگه نمیتونی چیزی رو که باید به یاد بیاری، اینجاست که نقش مستر وی (کیم تهیونگ) شروع میشه اون چشماتو میبنده و با بقیه ی امیال یک انسان واقعی تو رو به خودت برمیگردونه ،این یک لطف بزرگه، یه هدیه که فقط شامل افراد خیلی خوش شانس میشه و خوب کسی که این لطف شاملش میشه باید اونو جبران کنه... حالا چه خواسته چه ناخواسته !! 📎داستانی نو به دور از کلیشه 📎