ziam
27 قصة
You And I ◦ZIAM◦completed بقلم ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    مقروء 186,864
  • WpVote
    صوت 15,837
  • WpPart
    فصول 59
|همه احساس من توی تو خلاصه میشه و منم احساسمو زندگی میکنم|
+9 أكثر
save me (ziam) (Completed) بقلم dayana12456
dayana12456
  • WpView
    مقروء 172,434
  • WpVote
    صوت 19,128
  • WpPart
    فصول 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
Moviola بقلم frogmd
frogmd
  • WpView
    مقروء 23,989
  • WpVote
    صوت 3,965
  • WpPart
    فصول 1
جايى كه توش زين و ليام هر آخر هفته با هم فيلم مى بينن. يا وقتى زين به فيلم ديدن، نترسيدن و دوست داشته شدن و دوست داشتن عادت نداره، و ليام به همه ى اينها عادتش ميده. ziam mayne fanfiction copyright © frogmd 2017-20
Fucking School[complete] بقلم yeganekrm
yeganekrm
  • WpView
    مقروء 145,161
  • WpVote
    صوت 15,356
  • WpPart
    فصول 32
+لی من...من متاسفم _متاسفی؟؟؟زین تو میفهمی چی داری میگی...تو و اون دوتا دوست گیت زندگی منو نابود کردین...از اینجا گمشو +باشه قبوله ولی صبر کن فقط یه سوال میپرسم و اگه جوابش منفی باشه واسه همیشه میرم...تو...منو هنوز دوس داری؟؟؟ _نه +نه؟ _نه زین سرشو انداخت پایین... +باشه ولی بدون من تا اخر دنیا دوست دارم
Gamble {Z.M}.{L.S} بقلم Pardisw_1D
Pardisw_1D
  • WpView
    مقروء 18,324
  • WpVote
    صوت 2,450
  • WpPart
    فصول 18
زین کُلت مشکی رنگ رو روی شقیقه ی لیام گذاشت.بغض و گریه امونش رو بریده بود. لیام هم متقابلاً با دستای لرزون سر کلت رو روی قلب زین نگه داشت و با چشای اشکی گفت لیام_بیبی من نمیتونم اینکارو بکنم...چطور میتونم...نفسم رو...بکشم آخر جملشو نالید اما زین لبخند مهربونی بهش زد و گفت زین_تو باید اینکارو بکنی...من میخوام...حتی تا جهنم هم با تو باشم لیام خودشو جلو کشید و لب های نمکی زین که به خاطر اشک هاش طعم شوری گرفته بود،رو بین لب های خشک خودش اسیر کرد.بوسه ی نرمشون،کم کم خشن و پر از حس نیاز شد،حس دلتنگی تو وجود جفتشون موج می زد. زین آروم از لیام جدا شد و چشمای تب دار و خمارش رو به آرومی باز کرد،لیام کمی جلو خم شد و صورت خیس زین رو غرق بوسه کرد زین_یک... لیام_بیا بیخیال شیم عشق زین_دو... لیام_من نمیتونم زین زین_خداحافظ عشق من...مرد دست نیافتنی من...ماشه رو با شماره سه فشار بده زین با چشمای بسته سه رو گفت و ماشه رو کشید...اما لیام دقیقه آخر کُلت و به یه سمت دیگه پرتاب کرد گفته بود توانشو نداره،اما زین گوش نمیکرد زین_نــــــــــــــــــــــــــه
My Princess [ZIAM] بقلم moonbyksj
moonbyksj
  • WpView
    مقروء 78,702
  • WpVote
    صوت 9,007
  • WpPart
    فصول 29
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ "تو پرنسس منی،لیام" ‌ ‌ ‌ ‌[persian translation]
Breath [Ziam] بقلم twappersia
twappersia
  • WpView
    مقروء 5,484
  • WpVote
    صوت 600
  • WpPart
    فصول 6
- با وجود اون، بالأخره می‌تونم نفس بکشم. Ziam Mayne Persian translation T by: @thatcurlyfrog S : 2018/09/15
◾Mr.Coffee◾{Ziam} بقلم sinincolor
sinincolor
  • WpView
    مقروء 16,475
  • WpVote
    صوت 3,808
  • WpPart
    فصول 25
باید میفهمیدم شاعره! غرق شعر بود،غرق جزئیات!غرق حس عاشقانه از طرز نگاهش به قهوه ای که به سردی میرفت،از عطر تلخی که شال گردنش به شاهرگم تلقین میکرد! از نفس های آروم،قدم های مکث دار! از انتخاب یک کافه تکراری! از جمله های کوتاه ولی تا عمق وجود؛نامعلوم باید می فهمیدم؛از طرز نگاهش به نم بارون خوبی آدمای غریبه اینه که مجبور نیستن بهم دروغ بگن! کاش همیشه غریبه بمونیم؛غریبه هایی از جنس آشنا...
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 397,692
  • WpVote
    صوت 44,462
  • WpPart
    فصول 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
Princess (Ziam) بقلم British-1D-Irish
British-1D-Irish
  • WpView
    مقروء 2,018,946
  • WpVote
    صوت 87,140
  • WpPart
    فصول 149
Zayn has tormented Liam throughout all of high school. Liam is openly gay, which is what Zayn mainly touches on. His favorite way to tease and bully Liam is by calling him "Princess," but when another bully dares to mess with Liam, and Zayn begins to learn more about the boy he teases, the mocking word becomes a loving one. "You're my Princess, Liam"