So... this is basically a Larry Stylinson one shot book. All of the stories here are written by me.
Thanks for your attention and please your minds, sweeties.
Larry is so real I cry.
"گاهی نیمه ی گمشده ی شما همون شخصیه که کل زندگيتون میشناسیدش"
هری از وقتی بچه بود، توسط جی به سرپرستی گرفته شد و لویی برادر بزرگه ی جدیدش شده بود.
درباره زندگیشون بخونین همونطور که اونها بزرگتر و عاقلتر میشن.
درباره لویی و مادرش که هری رو بزرگ میکنن بخونین.
written by @Harrysvelvetybumhole
- تو دوباره نمره ریاضیتو کم گرفتی بیب
+ آره، شاید چون میخاستم بعدش با معلم خصوصیم درس کار کنم
لبمو گاز گرفتم و با لبخند مرموزی اینو گفتم که باعث شد نیشخندی رو لبش بشینه:
- پس چطوره بیای اینجا و روی زانوهام خم شی تا درس امروزو با هم مرور کنیم؟
⚠ هشدار ۱:
داستان خصوصیه، قبل از خوندنش پیجو فالو کنید
⚠ هشدار ۲:
اگه نمیخاین علاقتون نسبت به { خامه🍥 } رو از دست بدین، و همچنین اگه نمیخاین رفتارای معلماتونو { سڪسے💦 } تلقی کنین و بهشون نظر پیدا کنین، و علاوه بر اون نمیخاین پسرای { پریود🎌 } و کینکے رو ببینین، لطفا وارد نشین،
چون اینجا، دقیقا قراره همچین چیزای عجیبے رو ببینین :)))
• دومین بوک •
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا.
"بله " منشی قبلی جواب داد.
آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟"
"ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
[Completed]
هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد.
اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....