[کامل شده✓]
.
.
نسیم، لا به لای برگ کتاب نیمه بازت میپیچد،
دود سیگارم، رقص و میان نور محو میشود،
نامه ات در دستانم، و هر خط آن پذیرای اشکان سرکشم
دلتنگ تو هستم عشق که، غریبانه، گذر کردی..
.
.
.
.
[ Drarry ]
[Short story]
[#1_short]
توجه : خیانت، خودکشی
توی کلاس معجونها یه چیزی درست پیش نرفت و باعث شد هری و دراکو برای یک ماه دستهای همدیگه رو بگیرن. دوتا دشمن مجبور شدن یه اتاق داشته باشن، سر یه میز بشینن و کلاسها رو با هم شرکت کنن. تنش بینشون زیاد شده ولی آیا اون دو نفر میتونن از پسش بر بیان؟ و میتونن به چیزی بیشتر از دو تا دشمن تبدیل بشن؟
Author: @_the_drarry_life_
[Completed]
پنسی توی سال هشتم به هرماینی نزدیک میشه و بخاطر همه کارهایی که این چندساله کرده عذرخواهی میکنه و اون ها یه نقشه میکشن تا هری و دراکو رو بهم برسونن.
Credit to: @_BeccaMae