yefozool's Reading List
193 stories
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 257,017
  • WpVote
    Votes 33,748
  • WpPart
    Parts 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
𝐆𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫~ 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 267,509
  • WpVote
    Votes 46,946
  • WpPart
    Parts 41
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد. **** ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤ کاپل: کوکوی
she's a little like me?? by nino8278
nino8278
  • WpView
    Reads 25,003
  • WpVote
    Votes 3,622
  • WpPart
    Parts 22
(اون کوچولو شبیه منه؟؟؟) داستان برای بوکسر حرفه ای جئون زمانی تغیر میکنه که نمونه کوچولوتر خودشو تو ردیف قفسه های فروشگاه میبینه با موهای بلند و جزئیات دقیق و ظریف....اونم درحالی که همه ی حریفاش مثل سگ ازش میترسن....و عملا هیچ رو دستی نداره....بارها جام و مدال های طلا رو بالای سربرده و کارنامه درخشانش جایی برای پر شدن نداره...بنظر وقتشه برگرده و گذشتشو مرور کنه... ژانر:امگاورس،فوق فلاف،روزمره،امپرگ،اسمات، تا حدودی ورزشی... 🚫..بدون انگست.... بچها:این دسته فیکارو فقط بخاطر ایجاد حال خوب مینویسم...پس با دونستن این موضوع دنبال بالا پایین های زیاد و چه میدونم سنگ پرونی جلو راه کاپلا نباشید...که نداریم... اگه فیکی رو میخواین که نصفه شبا باهاش مثل ابر گریه کنین...همینجا این فیکو نخونده ببندین.. ادیتور عکس کاور دوست عزیزم با ->crystal1234 هستن لطفا حمایتش کنین
The Proposal | VKOOK | Completed  by elicasso
elicasso
  • WpView
    Reads 443,291
  • WpVote
    Votes 55,771
  • WpPart
    Parts 27
「 خواستگاری 」 • کامل شده • • ژانر: عاشقانه، کمدی، دارای محدودیت سنی . . خلاصه: تهیونگ توی کل زندگیش عاشق این بود که ویرایشگر بشه و بخاطر همین هم به سئول اومده بود، دانشگاه خوب، تحصیلات خوب و شاید یک شغل خوب؟ همه‌چیز خوب تا زمانی که اون جادوگر استرالیایی رئیسش نمی‌شد. . . - رئیس... من می‌خوام یه دستیار نمونه باشم و علاوه بر اون نمی‌خوام این سه سال زحمتی که کشیدم، تمام اوقاتی که باهم بودیم، تمام لاته‌های کاراملی، تمام قرارهای کنسل شده ، تمام پیچوندن‌های شبونه، همه برای هیچی از بین بره. و همچنین آرزوی من برای ویرایشگر بودن. می‌دونم می‌بخشیم و این کاری که میخوام بکنم به نفع توهم هست. پس فقط همکاری کن. فکر کن واقعا دوست‌پسرتم. در هر صورت واگن توهم به قطار من وصله.
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 418,886
  • WpVote
    Votes 51,590
  • WpPart
    Parts 39
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 118,511
  • WpVote
    Votes 11,402
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Our royal secret | KOOKV| Completed  by qazalimi
qazalimi
  • WpView
    Reads 124,145
  • WpVote
    Votes 10,519
  • WpPart
    Parts 30
کاپل: کوکوی ژانر: درام، عاشقانه، محافظتی، اسمات، اکشن خلاصه: جونگکوک، یکی از بهترین بادیگارد های بزرگترین شرکت امنیتی کره‌‌است که درگیر شغل مرموزی میشه. با این حال اون هیچ وقت تو رویاهاش هم تصور نمیکرد که بادیگارد شخصیِ دومین شاهزاده کره بشه، شاهزاده ای که با تمام محبوبیتش همیشه دردسر سازه و جونگکوک خیلی سریع فهمید که حفاظت ازش قرار نیست به آسونی پیش بره..
Barter Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 28,600
  • WpVote
    Votes 3,563
  • WpPart
    Parts 6
تا حالا به اینکه توسط یه انیگمای جذاب گروگان گرفته بشین، فکر کردین؟ خب، تهیونگ بهش فکر نکرده بود؛ ولی هیچ مشکلی با اینکه گروگان اون مرد باشه، نداشت!
my litter love 💫 (Kookmin)  by BTS-shadow
BTS-shadow
  • WpView
    Reads 70,381
  • WpVote
    Votes 5,588
  • WpPart
    Parts 33
Name: My little love 💫 Couple:Kookmin Genre:Romance, Omegaverse, Forced Marriage, Angest, Smut, Comedy, Mprag Authors: @jeon_As97 Channel: Shadow's world اگه زندگیتون توی یه چشم بهم زدن عوض بشه چکار میکنید؟ اگه شما جای اون پسر بودید، قطعا خوشحال میشدید ولی اون پسر... این داستانِ پسریه که یک شبه زندگیش عوض شد؛ مثل رنگ سفید به سیاه، یا شاید هم سیاه به سفید.... پارک جیمین، پسری سرخوش که عاشق مدرسش بود... پسری که تنها رویاش راه پیدا کردن به دانشگاه بود، اما یک شبه همه رویاهاش خاکستر شد... و پدری که برای آسایش خانوادش هرکاری میکنه، ولی بخاطر مشکلاتش مجبور به قبول ازدواج پسر بزرگش میشه، یک ازدواج اجباری... Finished : 1404/06/14
𝗧𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿𝗶𝗻𝗲 𝗿𝗲𝘀𝗰𝘂𝗲 𝗼𝗽𝗲𝗿𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 295,395
  • WpVote
    Votes 50,714
  • WpPart
    Parts 54
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] وقتی که امگای نارنگی مثل همیشه به کتابهاش پناه آورده بود تا شکستی که اخیراً خورده بود رو فراموش کنه، کتابی با اسم و طرحی جالب توجهش رو جلب کرد. زمانی که اون رو خوند متوجه‌ی چیز عجیبی شد؛ اتفاقات و شخصیت های اون کتاب واقعی بودن و حتی خودش هم توی ‌داستان بود! این یه‌جور پیشگویی بود؟ ولی چرا اون باید یه شخصیت شرور باشه؟ یعنی آخرش قراره که به همین سادگی نابود بشه؟ یکی به نارنگی کمک کنه.. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name:Tangerine rescue operation[عملیات نجات نارنگی] Genre: Omegaverse, Fantasy, Romance, Fun, Maybe a little smut? Couple: Kookv Writer: Luna🌙 ◉Start:1401/06/28 ◉End: 1403/01/16 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسما‌ت‌های مولایی است دوست عزیز🦭