parvazisa's Reading List
10 قصص
Sunrise In Hollywood(Z.M) بقلم youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    مقروء 125,085
  • WpVote
    صوت 17,740
  • WpPart
    فصول 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
Roses And Mandala بقلم Raha_Payne
Raha_Payne
  • WpView
    مقروء 3,685
  • WpVote
    صوت 790
  • WpPart
    فصول 20
"Always lookin' out behind my fences Always felt isolated, oh-oh-oh I don't know why I was so defensive I'll find a way to let you in همیشه از پشت حصارها به بیرون نگاه میکنم همیشه حس کردم تنهام نمیدونم چرا اینقدر تدافعی بودم من یه راهی برای راه دادن تو پیدا میکنم"
EMPTY NOTE بقلم AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    مقروء 31,519
  • WpVote
    صوت 6,177
  • WpPart
    فصول 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
𝒔𝒕𝒖𝒑𝒊𝒅𝒔 ✫ 𝑳.𝒔 𝒁.𝒎 [completed]  بقلم neliot_ff
neliot_ff
  • WpView
    مقروء 21,974
  • WpVote
    صوت 4,994
  • WpPart
    فصول 30
#1 : larry Cover credit by : @writter_in_purple _ازش فاصله بگیر درازِ تخمی! +کوتوله جهش یافته بهتره دستت رو بکشی! ×××× _تو مجبورم کردی انتخاب کنم! +و تو من رو انتخاب نکردی! ×××× فان، مارول، دی سی.
+7 أكثر
forbiden love(ziam&Larry) بقلم rahiliii
rahiliii
  • WpView
    مقروء 14,000
  • WpVote
    صوت 2,173
  • WpPart
    فصول 25
لیام:تو منو دوست داری،منو ببین با غم به پسر روبه‌روش میگه و زین سر پایین افتادش رو بالا می‌گیره و به پسره شکسته‌ی روبه‌روش خیره میشه زین:تو فقط توهم زدی،من معذرت می‌خوام که باهات بد رفتار کردم،ما یک اشتباه بودیم قطره اشکی که از چشماش میافته رو با خشم پاک می‌کنه دست دراز شده‌ی زین به سمت دستش رو پس میزنه و با پاره کر ن بیلیط‌هایی که تو دستش بود اون رو تو دستای زین می‌کوبه ورژن زیام عشق ممنوع
His Many Selves �•| ZIAM |• بقلم qhzzzl
qhzzzl
  • WpView
    مقروء 14,090
  • WpVote
    صوت 2,712
  • WpPart
    فصول 24
زندگی یه کارآگاه جوان با فهمیدن یه راز بزرگ توی زندگی نامزدش برای همیشه عوض میشه!
Black River {Ziam} بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 4,930
  • WpVote
    صوت 992
  • WpPart
    فصول 23
[On hold] « زوزهٔ وحشتناك باد رو شنید. جلوی اشك هاش رو گرفت. چقدر ترسناك بود که مردن یك نفر براش اهمیت داشت....! » Warnings⚠️: Violence, sexual harassment
+12 أكثر
Part of he[Z.M] بقلم Spzolfax
Spzolfax
  • WpView
    مقروء 31,081
  • WpVote
    صوت 5,328
  • WpPart
    فصول 54
زین نفس عمیقی کشید و دستش رو تو جیب کتش فرو برد. -دیگه نمی‌خوامت؛ خسته کننده شدی! با نیشخند غلیظی گفت و نفهمید لحن سردش باعث یخ بستن قلب اون شد. اون هم نمی‌خواست اما.. مجبور بود! لیام به سمتش دوید و محکم بازوی اون رو بین ناخن‌هاش گرفت. -تو بهم.. تو بهم قول داده بودی زی تند تند پلک می‌زد تا از ریزش اشک‌هاش جلوگیری کنه اما موفق نشد و اولین قطره‌ی اشک زمانی از چشم‌هاش پایین افتاد که زین با بی‌رحمی بازوش رو از دست اون بیرون کشید. -قولی در کار نبود؛ همه‌ش بازی بود. با عصبانیت غرید و روش رو از اون برگردوند. -برو سراغ زندگیت! گفت و با اخم راه اومده رو برگشت و این لیام بود که با اشک به جای خالی اون چشم دوخت و به صدای بلند اون تو ذهنش گوش سپرد -فراموش نکن احساس من به تو واقعی ترین چیز تو این بازیه! از نظر تو شکست چیه؟! از دست دادنِ کسی؟! زمین خوردن تو راه موفقیت؟! نمیدونم.. اما از نظرِ اون.. شکست تنها و تنها رفتنش بود.. همین! رفتنی که اتفاق افتاد نه تنها قلبِ اون رو.. بلکه قلب هر دوی اون ها رو اسیر خودش کرد و حالا.. اینجا.. دقیقا کنارِ میدانِ ساعت.. دیگه چشم های اون پسر نمیخندید و این.. عمق فاجعه بود! فاجعه ای که ناخواسته رخ داده بود و اون رو کشته بود.. اما باید پا پس می‌کشید؟ Start: 5 January 2020
Fire And Stone(Z.M) بقلم youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    مقروء 175,198
  • WpVote
    صوت 26,947
  • WpPart
    فصول 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
+15 أكثر