Name: My daddy
Writer: maya^^
ژانر:روزمره،اسمات،ددی کینک،فلاف،عاشقانه💖
کاپل:چانبک / کایسو / هونهان
❌کامل شده❌
بکهیون یه منحرف کوچولو🍓 بود و با سیاستش هر چیزی که دلش میخواست رو بدست میاورد!
ولی وقتی هوس یا عشق در یک نگاه اتفاق میافته بک میتونه جلوی اون غریزه مالکیت خودش رو بگیره؟!
اون به پارک چ انیول به جای اینکه به چشم هیونگه جدیدش نگاه کنه تنها تصوری که ازش میکنه یه ددی فوق هاته💫!
چانیول استریتی که دوست دخترش🌸 تمام زندگیشه و به مسائل گی و هر چرت دیگه ای اصلا اهمیت نمیده❎!
و بک برای بدست آوردن ددیش فقط یه راه به مخ کوچیکش میرسید و اونم بدن عالیش بود🔞!
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿
بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش میکرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گلفروشی کوچیکش رو باز میکرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهاییهاش میداد. ولی تمام نقشههای بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گلفروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون میخواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بیحسی یه جورایی بهتر بود نه؟
🪴 -امیدوارم اقامت جهنمیای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید.
🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونهی تو و فکر کنم خوشحالم بشم.
💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم میتونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان میبرید چون... باید بخونید که بفهمید نمیتونم توضیح بدم 😂❣️
🪴 • فیکشن : #Serendipity
🪴 • کاپلها : چانبک
🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره
🪴 • محدودیت سنی : 🔞
🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه!
چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟!
+ احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..!
#Chanbaek
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- ازم بدت مياد؟
+ مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد!
#hunhan
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست..
#kaisoo
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
Story Started: 18.01.2017
Story Finished: 13.11.2017
💮هم نشان
💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو
💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
🌀ᴄᴏᴜᴘʟᴇs : ᴋᴀɪʜᴜɴ 🌀 ᴋʀɪsʜᴀɴ 🌀 sɪᴄʜᴜʟ
⭐ɢᴇɴʀᴇs: ғᴀɴᴛᴀsʏ ⭐ᴅᴀᴅᴅʏ ᴋɪɴᴋ ⭐ ᴍ-ᴘʀᴇɢ ⭐ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ
🌡1Stʙʏ : ᴅɪʏᴀᴀɴ & ᴀsᴛᴇʀɪᴀ
🌡2ndʙʏ : ᴅɪʏᴀᴀɴ🌙
🖊درکنار دنیایی که عشق ها بی سرانجام میمونن، دنیای موازی ای از وجود داره که هدفش، کنار هم نگه داشتن همزاد های اون آدم هاست. چه اتفاقی میفته اگر سهون و کای، بعد از سال ها، با همزاد عشق سابقشون در قالب یه گربه ی صورتی🐱🍓 و یه خرس عسلی🐻🍯، روبرو بشن؟!
فصل اول از چهارگانه ی فلاف🍓🍭🌡⚡ددی مهربون
🍭ʟᴏᴠɪɴɢ ᴅᴀᴅᴅʏ
🍓ʙᴇᴀʀ ɢᴜᴇsᴛ
🌡ᴅᴀᴅᴅʏ's ɪssᴜᴇs
& .... sᴜʀᴘʀɪsᴇ ⚡
🍀 عنوان : ساقدوش داماد
🍀 ژانر: رمنس درام انگست اسمات
🍀نویسنده : golabaton
🍀کاپل :چانبک
🍀وضعیت : کام ل شده
🥀 خلاصه
همه چیز از یک نامه اعتراف شروع شد. بکهیون خیلی با خودش جنگید تا بالاخره بتونه توی اون نامه کوفتی، عشق دردناکش رو به چانیول اعتراف کنه. انتهای نامه، فامیلی بیون رو نوشت تا پارک چانیول بفهمه چه حسی بهش داره...اما هیچ چیز طبق تصوراتش پیش نرفت... چون چانیول فکر کرد نامه از طرف خواهر زیباشه و بکهیون درست وقتی به خودش اومد که خواهر لعنتیش به دست عشق قدیمیش حلقه مینداخت... و خودش به عنوان ساقدوش، این صحنه رو تماشا میکرد...چانیول هنوز هم نگاهش نمیکرد، چون همیشه خواهرش رو میدید...