ADORABLE fictions 👀💕
4 stories
•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇ KING ࿇•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ by MPR_FIC
MPR_FIC
  • WpView
    Reads 4,451
  • WpVote
    Votes 776
  • WpPart
    Parts 14
•࿇EXO VER࿇• _"میدونم تو کی هستی...میخوای باهام چیکار کنی تو اتاقت؟" بدن بی جونش فقط کمی تونست خودش رو نگه داره و بعد از شاید فقط پنج ثانیه،به سمت زمین سنگی زیر پاهاشون سقوط کرد...اما فرمانده که میدونست دیر یا زود این اتفاق میفته،خیلی زود گرفتش و از روی زمین بلندش کرد... به سمت در و اتاق خود‌ش راه افتاد و رد نگاه وحشیش رو روی لب هاش نگه داشت.در حالی که احساس میکرد داره کنترل اعصابش رو از دست میده،با پوزخندی کثیف و طعنه آمیز جواب سؤالش رو داد: _"از چیزایی که درمورد من شنیدی و میدونی نترس...زنده نگه داشتن آدما رو هم بلدم..." ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇══════ ⋯ ══════► •࿇ | Main Cᴏᴜᴘʟᴇs : #Chanbeak - #KrisHo - #KaiSoo - #LayHun •࿇ | Sᴜʙ Cᴏᴜᴘʟᴇs : #MarkSon - #YoonMin •࿇ | Gᴇɴʀᴇ : Rᴇɴᴀɪssᴀɴᴄᴇ ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ ғᴀɴᴛᴀsʏ - Sᴍᴜᴛ - Aᴅᴠᴇɴᴛᴜʀᴇ - Hᴀʀᴅ - NC-17 - Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ ﹣ Aɴɢsᴛ •࿇ | Nᴏᴠᴇʟɪsᴛ : LuCifer_Mpr | ࿇• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇══════ ⋯ ══════► _ سن و تایپ MBTI کرکتر های فیکشن در زمال حال داستان : • پادشاه - کریس : 33 • ENTJ • • پادشاه - چان : 30 • ESTJ • • شاهزاده - سوهو : 19 • INTP • • شاهزاده - دی او : 18 • INFJ • • فرمانده - کای : 30 • INTP-T • • شوالیه - لی : 29 • ESTP • • شوالیه - سهون : 20 • ISTJ • • شوالیه - جکسون : 27 • ENFJ • • جاسوس - بک : 25 • INTJ • • جاسوس - مارک : 26 • ISTP •
Fate/ تقدیر by Exol__100
Exol__100
  • WpView
    Reads 13,795
  • WpVote
    Votes 2,802
  • WpPart
    Parts 19
༆𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝙠𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤 ༆𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮𝘃𝗲𝗿𝘀, 𝗳𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝘀𝗺𝘂𝘁, 𝗺𝗽𝗿𝗲𝗴 جنگلی که از‌ مه پر بود... جاده ای که خلوت بود، آسمانی که می‌بارید و قلبی که با ترس به تپش افتاده بود... از کجا رسیده بود به کجا؟! پسر هجده ساله‌ای که تنها تفریح و شادی‌اش گذروندن ساعت های طولانی‌ پای گیم و کامپیوتر بود، حالا سر از جاده ای درآورده بود که نه انتهای مشخصی داشت و نه ابتدا... باید چه کار می‌کرد؟! دست به دامن کی می‌شد؟!
Enemy Of The Savior/دشمن ناجی by Exol__100
Exol__100
  • WpView
    Reads 14,864
  • WpVote
    Votes 3,041
  • WpPart
    Parts 46
༆𝗰𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗸𝗿𝗶𝘀𝗵𝗼 (ᵐᵃⁱⁿ), 𝗸𝗮𝗶𝘀𝗼𝗼, 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗯𝗮𝗲𝗸, 𝗵𝘂𝗻𝗵𝗮𝗻 ༆𝗴𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗮𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 , 𝗰𝗿𝗶𝗺𝗶𝗻𝗮𝗹, 𝗿𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝘀𝗺𝘂𝘁 _ من... عاشقت شدم جونمیون! چشماش رو بست و لبخندی زد... شنیدنش، یه نوشیدنی انرژی زا بود، بعدِ کلی دویدن... درجا زدن... حالش، حالِ دونده ای بود که بعد از کلی دویدن، امیدش رو انتهای مسیر دیده بود... انتهایی که هنوز ازش دور بود و اون، برای رسیدن بهش مصمم تر شده بود... حالا باید به دویدنش سرعت می‌بخشید... تند و تند ترش میکرد تا بتونه زودتر خودش رو تو آغوش امنش فرو ببره و از اون هوا نفسی بگیره، آغوش امنی که شاهد تک تک تلاش های مکرر این دونده بود... شاهد دونده ای که تمام راه رو بی طاقت با پاهای زخمی دوید و دوید... تا به اینجا رسید.... ارزشش رو داشت... ارزش اون همه درجا زدن، دویدن.. نفس نفس زدن.... ارزش همه اون اتفاق های گذشته رو داشت. شنیدن "عاشقتم" برای جونمیون.... همون آغوش برای دونده بود... به همون گرمی... ‌‌‌
Costudy Conundrum by 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    Reads 30,004
  • WpVote
    Votes 7,237
  • WpPart
    Parts 27
وو ییفان، بازیگر و مدل سرشناس، و کیم جونمیون، پزشک پر مشغله، از همون لحظه اولی که تو دوران دبیرستان با هم آشنا شدن از همدیگه متنفر بودن. اما حالا بعد از مرگ صمیمی ترین دوستاشون باید برای نگهداری از بچه هاشون کنار هم باشن. ییفان اصلا از این قضیه راضی نیست و جونمیون هم فاصله ای با به قتل رسوندن ییفان نداره و مسلما نگهداری از سه تا بچه اصلا کار آسونی نیست!