Potato?!
2 stories
Parallel / OneShot by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 919
  • WpVote
    Votes 102
  • WpPart
    Parts 1
عنوان: موازی / Parallel نویسنده: xee زوج: چانسو ژانر: تخیلی، عاشقانه معرفی: قانون جهان های موازی میگه که در موازات دنیای ما دنیاهای دیگه ای هم وجود داره، دنیاهایی که 90% شبیه به دنیای ماست فقط توی جزئیات فرق داره، برای مثال اینجا الان ترامپ رئیس جمهوره آمریکاس مثال میگم ممکنه توی دنیای موازیمون ترامپ کارمند جز یه شرکت باشه ولی اسمش ترامپه، زنشم احتمالا همین خانمه ولی با یه تفاوتایی یعنی تقریبا همه چیز سر جاشه با یکم تغییر جزئیات مثلا اونجا شاید جنگ جهانی دوم هنوز اتفاق هم نیوفتاده باشه یا نه جنگ جهانی سوم در حال وقوع باشه این توضیح رو داشته باشید فوروارد: دستش رو گذاشت روی زنگ و و برنداشت، دو کیونگسو ورژن قلدرتره خودش بود، کسی که اشک منیجرش رو خیلی راحت با بی محلی در میاره ولی پارک چانیول هر منیجری نبود، خودش همه این روشا رو اختراع کرده بود پس راه خنثی کردنشونم میدونست. نیشخندی زد، صدای زنگ آپارتمان لوکس کیونگسو حتی از صدای زنگ آپارتمان قبلی خودش هم آزاردهنده تر بود، به ساعتش نگاهی انداخت و نیشخند زد "10 ثانیه شده؟ زود باش دو کیونگسو، زود باش میدونم خیلی رو مخه" هنوز ه آخر حرفش رو نگفته بود که در با صدای بلندی باز شد، قشنگ معلوم بود کیونگسو با حرص قفل در رو چرخونده، چشماش قرمز بود و بهش زل زده بود ولی چان
Aquamarine | Sekai / Chanbaek Ver Complete by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 8,207
  • WpVote
    Votes 1,199
  • WpPart
    Parts 13
عنوان: Aquamarine / آکوامارین تعداد قسمت: 13 زوج: سکای، چانبک، کریسهان، نولاس ژانر: تخیلی، عاشقانه، فلافی، اسمات، ام پرگ، طنز نویسنده: Xee تاریخ آپ وانشات: 7 June 2016 | تاریخ شروع آپ فیک: 21 Nov 2016 | تاریخ پایان آپ فیک: 30 May 2017 ‼️فن فیک دارای پلی لیست و فتوبوک میباشد‼️ تیزر: اگر سراغ کتابهای اساطیری بریم و کمی ورقشون بزنیم به افسانه ای از یونان باستان میرسیم، افسانهای پر از گنجهای خفته، گنجهایی پنهان در اعماق آبهای روان، گنجهایی که آکوامارین نامیده شدن، الماس اقیانوس که زمانی از چشم یک پری دریایی دل شکسته سقوط کرد و اولین گنج رو ساخت گنجی که طی سالها هر بار با شکسته شدن دلی، با دردی که صاحب دلی میکشید یا فقط با لبخندی عمیق که اشکی از چشم پری روان میکرد زیاد و زیادتر شد تا زمانی که بلاخره یکی از اونا راهشو به دنیایی جدید پیدا کرد، الماسی که از روی بقیه لغزید و جرئت ورود به رودخانه خروشان نیل رو پیدا کرد تا زندگی های رو به نابودی رو نجات بده و تاریخ یخ زده دنیا رو از سر بگیره. الماس ها گاهی یک تیکه سنگ درخشان نیستن که توی کوهستان یا کف بزرگترین گودال اقیانوس دفن شدن، الماس ها گاهی توی سینه ای در حال تپیدن جا گرفتن، سینه ای که از دنیای بیرون و چیزای جدید میترسه یا سینه ای که از دنیای درونش و کسی که هست وحشت دار