«کامل شده√»
یه بچه که مادرش رو از دست داده یه پدر که همسر عزیزش جلو چشماش پر پر شد، ولی اینا همه شروع داستان بودن. یک دوست شایدم فرشته محافظ از طرف اون زن به سمت اون پدر و پسر فرستاده میشه. اون فرد قراره کمکش کنه، با بدخلقی هاش کنار بیاد و بچه رو بزرگ کنه. درواقع اون دو مرد خیلی خنگن نمیفهمن توی این مدت عاشقش هم دیگه شدن. به نظرتون با شیطنت های پسر کوچولوی داستان این دو نفر بهم میرسن؟
کاپل: کوکجین
🗽 کامل شده🎠
بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن.
ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن
بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند...
ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
وضعیت: تکمیل شده
کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی
ژانر: درام، رومنس، روانشناسی
میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟!
هیچی! دقیقا هیچی.
و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده.
روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف.
#1 in روانشناسی
#1 in عاشقانه
#1 in psychology
#1 in sliceoflife
#1 in farsi
#1 in تهکوک
ژانر: رومنس، زندگی روزمره ، فلاف ،اسمات🔮🥇
کاپل : چانبک ، کایسو ، هونهان👬
🎃خلاصه : یه کشور ... یه شهر .... دو پسر .... زیر یه آسمون ... ولی توی دو محله کاملا متفاوت .
بکهیون پسر کوچکتر بیون یوجین ، رئیس یکی از بزرگترین شرکت های سرمایه گذاری کره به اسم لاسیلیا ، تمام زندگیش رو توی ناز و نعمت زندگی کرده و از زندگی چیزی به جز چطوری خرج کردن پول ، مست کردن توی پارتی ها و ساختن بهونه های مختلف واسه فرار کردن از دانشگاه و تنبیه های پدرش نمیدونه .
کیونگسو ، پسرِ بزرگ لی یونا ، تمام زندگیش جون کنده تا بدهی هایی که تنها یادگار پدر عوضیش بودن رو به طلبکار های همیشه بی اعصابشون پرداخت کنه و مراقب خانواده کوچیکش که شامل مادرش ، شیطان کوچولوی خانواده یعنی خواهرش و دایی بیکار معتادش میشه باشه .
هیچ کدوم فکر نمیکردن وضع زندگیشون قراره تغییر کنه ؛ و دقیقا اینجاست که داستان ما شروع میشه ! پس یه جورایی میشه گفت همه چیز با یه قلب درد نه چندان کوچیک شروع شد .
🥀𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐋𝐨𝐯𝐞/𝐂𝐨𝐥𝐝 𝐅𝐞𝐯𝐞𝐫▪
[Chanbaek/Hunhan]
بیون بکهیون،همسر اجباری وارث بزرگترین شرکت قاچاق انسان کره...
پسر۲۲ساله ای که برای عملی کردن نفرت هایی که ب خانواده پارک داره تن به این ازدواج زوری میده و پابه عمارت خاکستری پارک چانیول میزاره...
چی میشه اگه توی این نفرت دیرینه شکوفه از عشق غنچه کنه و اوضاع رو خیلی بدتر کنه؟؟؟
💠فصل اول : Dark Love / عشق تاریک
💠فصل دوم : Cold Fever / تب سرد
💠کاپل ها: چانبک /هونهان/ کایسو
💠ژانر :جنایی،اکشن،اسمات،خشن +18
💠نویسنده : Ponyo
بکهیون تازه فارغ التحصیل شده و دنبال یه شغل میگرده و وقتی یک مدیر عامل جذاب بهش پیشنهاد کاری میده در قبول کردنش تردید نمیکنه.
با اینکه این شغل با شرایط عجیب و غریبی همراهه...
🗝🗝🗝
ژانر:فلاف/رومنس
کاپل:چانبک/کایسو
نویسنده:kkeumgi
مترجم:تیم ترجمه pny
ادیتور:avina
پوستر:RT
جونگین ولیعهد امپراطوری بزرگ باکجس و سهون برادر کوچکش که از کودکی خارج از قصر زندگی میکرده... چی میشه اگه برادر کوچک تر یه روز به قصر برگرده و باعث شه قلب جونگین با تموم نفرتی که ازش داشته به تپش بیوفته.....
کاپل:#کایهون #چانبک #کریسهو
ژانر:تاریخی، رمنس، اسمات، فانتزی
"باد پائیزی ابرهای سپید را در آسمان می پراکند سبزه ها زرد می شوند برگ ها فرو می افتند غازهای وحشی به سوی جنوب پرواز می کنند
آخرین گل ها می شکوفند ارکیده ها و داوودی ها با عطر تلخ شان من را در رویای آن روز زیبایم که هرگز نمی توانم از یاد ببرم میبرند.
به رود خانه می روم برای سفری بر آب
کرجی بر آب می راند و با موج های سرسفید غوطه می خورد نی و طبل می نوازند و پاروزنان آواز می خوانند
برای لحظه ای سر خوش می شوم و آنگاه اندوه کهن باز می گردد من فقط زمان کوتاهی جوان بودم و اکنون دوباره پیر می شوم."