Ziam
7 قصص
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 360,083
  • WpVote
    صوت 59,370
  • WpPart
    فصول 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
How To Murder Your Own Family | Jenlisa بقلم warnox
warnox
  • WpView
    مقروء 27,342
  • WpVote
    صوت 4,261
  • WpPart
    فصول 26
[Completed] چرا تا حالا سعی نکردم خانواده‌ام رو بکُشم؟ این سوالیه که نوجوون‌هایی مثل لیسا هر روز از خودشون میپرسن. Cover by lisarius
+11 أكثر
My Mad Hatter[LGBT] بقلم endofthedarkness
endofthedarkness
  • WpView
    مقروء 30,761
  • WpVote
    صوت 2,493
  • WpPart
    فصول 12
شاید همه چیز تغییر میکرد اگه نمیبوسیدمت ، اگه داخل چشمات غرق نمیشدم تو من رو دیوانه کردی ، دیوانه یِ کلاه دوزهِ تو!
Lauren. بقلم thesillykid
thesillykid
  • WpView
    مقروء 11,138
  • WpVote
    صوت 1,660
  • WpPart
    فصول 26
از چشم‌هات و دست‌هات که دنیای من در اون‌ها خلاصه میشه.
save me (ziam) (Completed) بقلم dayana12456
dayana12456
  • WpView
    مقروء 172,434
  • WpVote
    صوت 19,128
  • WpPart
    فصول 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
You can be the Boss daddy  بقلم dea_d_writer
dea_d_writer
  • WpView
    مقروء 167,714
  • WpVote
    صوت 17,701
  • WpPart
    فصول 76
من بیهوشت کردم از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم با چاقو روی بدنت نقاشی کردم و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم... #1 Gangster #2 Louis Tomlinson #2 Stylinson #3 Larry #3 Larrystylinson #14 Harry Styles
FOG1 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 159,744
  • WpVote
    صوت 22,550
  • WpPart
    فصول 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.