We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
دوست دارم بخونم
194 stories
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 7,243
  • WpVote
    Votes 1,487
  • WpPart
    Parts 16
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
His Proxy Destiny by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 6,086
  • WpVote
    Votes 1,028
  • WpPart
    Parts 17
•| His Proxy Destiny |•♡•| سرنوشت نیابتی او |• ☆Genre: Romance, Enemies to lovers, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر آقای پارک!" و حتی ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. اما مشکل اینه که آیا بکیهون میتونه با آدم بد اخلاقی مثل چانیول زندگی کنه؟! کسی که همه ازش فراری هستن حتی خانواده‌ش! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
GOLDEN STRING ~ KOOKV by yani_vk
yani_vk
  • WpView
    Reads 231,802
  • WpVote
    Votes 27,174
  • WpPart
    Parts 48
~ریسمان طلایی~ تهیونگ امگای فقیر و سخت کوشیه که خانواده اش رو تو‌حادثه ای از دست میده و مجبور میشه با خاله بدجنسش که همیشه اذیتش میکنه زندگی کنه. تنها امید امگا بین سختی ها و اذیت های اطرافیانش جفتیه که هنوز پیداش نکرده ولی چی میشه اگه بدنام ترین آلفای دانشگاه یعنی جئون جونگکوک که گذشته تاریکش باعث میشه همه رو از خودش دور کنه، سولمیتش باشه و به محض فهمیدن جفت بودنشون اونو رد کنه؟! کاپل اصلی~ کوکوی ژانر~ امگاورس،انگست،عاشقانه، اسمات
𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥 𝐃𝐢𝐚𝐦𝐨𝐧𝐝 by Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Reads 77,305
  • WpVote
    Votes 21,236
  • WpPart
    Parts 65
•عنوان | الماس سلطنتی •کاپل‌های اصلی | کایهون، چانبک •کاپل‌های فرعی | کریسهو، [؟؟!!] •ژانر | فانتزی [اُمگاورس، ومپایر]، رُمنس، انگست، اسمات، امپرگ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا •خلاصه: بین فشار جنگ و تاریکی کینه، کودکی متولد شد! جنگی که با پیشگویی تولدش شکل گرفت! عده‌ای معتقد بودن چیزی که از سیاهی زاده شده، دنیا رو به سیاهی می‌کشه! عده‌ای درخشش نهاییش رو می‌دیدن. نوری که از دل تاریکی‌ها می‌تابه! عده‌ای حریصانه برای به دست آوردنش می‌جنگیندن؛ برای کسب درخشش و تاریکیش! اما همه روی یک چیز اتفاق نظر داشتن: ارزشمندی و قدرتش! برای بقای خون، خون‌ها ریخته شد؛ خونی برای محافظت، خونی برای تصاحب! مخفی شده زیر پوسته‌ی سایه‌ها، زاده‌ی سیاهی‌ها، شکننده‌ی تاریکی‌ها؛ یک الماس متولد شد! الماسی تراش خورده و صیقل داده شده؛ سخت و صبور! مقاوم، غیرقابل نفوذ و زندگی بخش! تیز، بُرَنده و کُشَنده! درخششی جاذب، چشمگیر و شکننده! الماسی لایق تاجِ سلطنت!
ISOTROPY ₛ₁ by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 7,967
  • WpVote
    Votes 1,848
  • WpPart
    Parts 14
ლ~𝑰𝒔𝒐𝒕𝒓𝒐𝒑𝒚 𝑺𝟏 ლ~𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚: قلب بکهیونِ هفده ساله، تک‌پسر عزیز و دردونه‌ی خانواده‌ی بیون که نابغه‌ی موسیقی به حساب میاد، توی سرمای طاقت‌فرسای سن‌پترزبورگ به‌خاطر کراش بزرگش روی پارک چانیول، پسر خدمتکار خانوادگیشون، گرم می‌شه. اما قدرت گرمای عشق بیشتره یا سرمای روسیه؟ ლ~ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆, 𝒔𝒎𝒖𝒕, 𝒅𝒓𝒂𝒎 ლ~ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 ლ~ 𝒂𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑩𝒚𝒖𝒏𝒎𝒊𝒉𝒆𝒆 ლ~ 𝑬𝒅𝒊𝒕𝒐𝒓: 𝑯𝒆𝒍𝒍𝒊𝒔𝒉𝒈𝒊𝒓𝒍 ლ~𝑼𝒑 𝒅𝒂𝒚: 𝑻𝒖𝒆𝒔𝒅𝒂𝒚
obake Lovers by aysanh_h
aysanh_h
  • WpView
    Reads 17,694
  • WpVote
    Votes 2,932
  • WpPart
    Parts 30
"_چانیول داره سربه سرم میزاره.... _یه چیز جدید بگو.... _لبخنداش این روزا بیشتر شده.... یکی نیست بهش بگه قرار نیست با اون خنده های فاکیش هیث لجر بشه..... برای جوکر بودن زیادی بی درده....." "_تو با سهون سکس میکنی چون عاشقشی؟ _چرا باید جواب بدم؟ _چون دارم سئوال میپرسم که جواب بدی..... میخوام بدونم پشیمونی قراره وجود داشته باشه بینتون یا نه.... میخوام بدونم خیس شدن سر دیکت هر دفعه و رها کردن صدات از سر خوشی به خاطر سهونه یا صرفا به خاطر دیکش" سهون سرپرست یکی از باندای بزرگ تولید و توزیع مواد مخدر، تحت حمایت دولت فاسد کره اس... از کودکیش بعد از, از دست دادن خانوادش وارد باند میشه بعد با حمایت بکهیون که روش کراش داره و کسی که سهون رو به فرزند خوندگی گرفته به جایگاه ریاست میرسه و چون چانیول اون جایگاه رو حق خودش میدونسته با سهون دشمن و رقیب میشه و....... کاپل اصلی:چانبک،هونهان کاپل فرعی:کایسو، سهبک، نامجین، ویکوک، کریسهو ژانر:عاشقانه، جنایی، اسمات، مافیایی
silverblood 🍷🤍🩸 خون نقره ای  by donyamsi
donyamsi
  • WpView
    Reads 37,160
  • WpVote
    Votes 6,526
  • WpPart
    Parts 32
+تو دینت چیه ؟ _من دین ندارم ! +پس کیو می‌پرستی ؟ _تورو ... ..... توی لعنتی ، با رفتنت روحمو ازم گرفتی ، قلبم رو ، احساساتم رو ، غرورم رو من بعد تو ذره ذره آب شدم و تو حتی نفهمیدی ! ... 🍷silverblood ، خون نقره ای 🍷 کاپل : چانبک ، هونهان ، ویکوک ، مارکسون ژانر : اکشن ، رومنس ، جنایی , ددی کینک ، خشن ، هپی اند .... بیون بکهیون پسر بیست ساله ای که بعد از مرگ پدرش تموم دارایی هاشو میفروشه و به ایتالیا می‌ره تا زندگی جدیدی رو شروع کنه اما چی میشه اگر سر راه یک کله گنده کره ای که رئیس بزرگ ترین باند قاچاق مواد مخدره قرار بگیره ؟ قصد این فیکشن گفتن جملاتیه که به روح شما آرامش بده :) .... +یول داشتم به این فکر میکردم که ترکیب دستامون چقدر قشنگه ، مثل ترکیب بارون و چمنزار مثل ترکیب نیلوفر و مرداب مثل ترکیب دریا و ساحل حتی قشنگتر از اینا _کوچولوی من ترکیب وجود من و تو آنقدر قشنگه که حتی خود خدا هم دیگه نمیتونه مثلش بسازه ...
Deadly Desire  by eliz_story
eliz_story
  • WpView
    Reads 63,359
  • WpVote
    Votes 11,292
  • WpPart
    Parts 53
? میــل مخــرب ? کاپـــل⇽ چانبک، هونهان، کایسو، کریسهو ژانــــر⇽ اسمات، عاشقانه، درام وضعیت⇽ تمام شده ⚠️ شماره اپیزود ها با فایل های تلگرام یکی نیست . ? خلاصه: بیون بکهیون، تک پسر منزویِ رئیس جمهور دراصل یه همجنسگرا و نقاش ناشناس منحرفه که طرح بدن لخت مردها رو روی دیوار خیابون های سئول میکشه. اون خیال میکنه برای چنین کاری نیاز به اجازه کسی نداره، اما یه روز وقتی مشغول رنگ زدن پس زمینه‌ی یه دیواره پارک چانیول جلوش ظاهر میشه و با عصبانیت سرش داد میکشه: 《 وات د فاک! داری چه غلطی با دیوار سوپر مارکت من میکنی؟! 》 گرچه چانیول نمیدونه با هنرمند محبوبش ملاقات کرده، اما وقتی بهش پیشنهاد میشه جزو بادیگاردهای پسر آقای بیون شه درخواست منشیِ بکهیون رو رد نمیکنه! ? بـرش: - بهم یه امضا میدی؟ بکهیون خودش روی کانتر نشوند تا یقه ی چان رو بگیره. + امضا چه کوفتیه؟ میتونم زیرت برات جون بدم لعنتی! - من استریتم عزیزم..‌‌. سعی نکن اغوام کنی چون ممکنه خندم به جایی برسه که حالم ازت بهم بخوره!
ʏᴏᴜʀ ʙᴇᴀᴜᴛɪғᴜʟ ᴇʏᴇs 💙 by Shiny_ownstory
Shiny_ownstory
  • WpView
    Reads 590
  • WpVote
    Votes 120
  • WpPart
    Parts 11
✧уσυя вєαυтιfυℓ єуєѕ ✧ 🥀✧ چشمان زیبایِ تو ' داستان دوم مروارید سیاه ' 🥀✧ژانر:عاشقانه،غمگین،پزشکی،زندگی روزانه ،+۱۹ (داستان بلند) 🥀✧شخصیت ها :بیون بکهیون ،دو کیونگسو ، کیم نینا ،اوه سهون ،جانگ نارا و ... 🥀✧نویسنده : - @shiningpark ⇝ #typing // #YBE // #Shiny ∙∙ @Shiny_ownstory🥀✧
🎭small wonderful🎭 by redcolate
redcolate
  • WpView
    Reads 3,343
  • WpVote
    Votes 933
  • WpPart
    Parts 31
نام:☁️ small wonderful☁️ کاپل: کریسسو ،کایسو ژانر: رومنس، درام، اسمات ، مدرسه ای انگست، زندگی روزمره نویسنده : Rᴇᴅᴄᴏᴀʟᴛᴇ🍫 خلاصه فیک🖋️ :جونگینی که به اجبار خواهرش فقط برای نبودن توی خونه کلاس تئاتر شرکت میکنه و به رفتار کیونگسو بازیگر فوق العاده و پر جذبه نسبت به دیگران شک میکنه تا اون شب که توی انباری آکادمی اتفاقی برای کیونگ میوفته و اون حالت عصبی و ترسی که توی وجودش میبینه.. چیزی که سال ها منتظرش بود. بالاخره واکنشی توی صورت کیونگ میبینه ولی تمام وجودشو به آتیش میکشه پس این تنهایی معمولی نبود کیونگسو خودشو تنها کرده بود ... زمانی که کریس وو سر و کلش پیدا میشه ری اکشنی که از کیونگسو دید درست مثل چند شب پیش توی انباری بود چشمای عسلیش که توی ترس و تنهایی خودش محو میشد چشم هایی که خبر از درد و زخم کهنه ای میداد.