خب داستان عاشقانه ،اسمات و تاریخیه .
اینکه توی اون قصر جانگکوک و تهیونگ از بچگی عاشق هم بودن و خب نگیم از کارایی که توی بچگی انجام دادن
.
.
.
.
بعد از چند سال همیدگه رو میبین و دوباره عاشق هم میشن ولی ....
.
.
.
_ شاهزاده خواهش میکنم بس کنید .
ولی اون بدون اینکه چیزی بگه زبونشو روی ترقوه ی سفید و نازکش گذاشت و به پسری که زیرش پیچ و تاب میخورد نگاه کرد.
_ دلم واست تنگ شده بود عشقم 💦💦💦💦🔞🔞
شاید این بار صدا کردن اسمت کافی نباشه !
🥀 Gᴇɴʀᴇ: Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, smut, Aɴɢᴇsᴛ
🥀 Cᴏᴜᴘʟᴇ: Vᴍɪɴ
Season 1 [ Torment ] ~ FULL 📚
Season 2 [ Mend ] ~ FULL 📚
Highest :
1 فارسی🍀
☘️4 فارسی
☘️3 فارسی
☘️2 فارسی
یونگی به خاطر تصادف سختی که ۱۵ سال پیش داشته هر شب با خاطرات جدیدش خداحافظی میکنه و به همون پسر بچه ۷ ساله که میخواست با خانوادهش به پیکنیک بره برمیگرده و جیمین باید هر روز دوباره با یونگی ۷ ساله سر و کله بزنه!
کاور از: @Emethod ♡
این داستان برومنسه، فرندشیپ!
اگه انتظار اسمات و رابطهی همجنس دارید، لطفا اسکیپ کنین