Zayn
13 stories
missing(z.m) by sabafd
sabafd
  • WpView
    Reads 2,409
  • WpVote
    Votes 293
  • WpPart
    Parts 9
همه ی ما از یاد می ریم،از بین می ریم،یه سری هامون رو می سوزنن و یه سری های دیگه مون رو به خاک سرد می سپارن،ولی من رو هر شب به خاک می سپارن و صبح ها رو برای باز کردن چشمام به آتیش می کشن برای همین فرار کردم...و فکر کنم گم شدم
+8 more
Good Years [Zayn Malik] by ImJoeyTribbianii
ImJoeyTribbianii
  • WpView
    Reads 10,690
  • WpVote
    Votes 1,614
  • WpPart
    Parts 52
همه اون فکت رو یادمونه که میگفت یه روز زین عاشق یه فن شد و اون فن چند هفته بعد مرد... ولی واقعیت چی؟ همین بود؟ ~دنیای شهرت به اون سادگی که میبینیم نیست~
[ sᴍᴏᴋᴇ ᴀɴᴅ ᴍɪʀʀᴏʀs ]+18 by darya8894
darya8894
  • WpView
    Reads 6,668
  • WpVote
    Votes 498
  • WpPart
    Parts 26
هر کس توی زندگیش یک سری اشتباهاتی داره ...🥀🕸 و بعضی از اون ها میتونن سرنوشتش رو به کلی تغییر بدن !! و بزرگ ترین اشتباهی من عاشق اون شدن بود... من عاشق زین مالیک شدم .. قاتلی شدم که با تمام "گناهکار" بودنش... " بی گناه " بود 🍾
Ella by hediyeh_styles
hediyeh_styles
  • WpView
    Reads 15,229
  • WpVote
    Votes 3,011
  • WpPart
    Parts 49
"الا... الهه شب های من... عطرتنت... چشمایه درخشانت... واون صورت معصومت همه اینها میتونه منو دیوونه تراز قبل بکنه..."
Pure Love [Z.M fanfiction] by iamnotshadi
iamnotshadi
  • WpView
    Reads 45,547
  • WpVote
    Votes 4,944
  • WpPart
    Parts 51
یه دختر هفده ساله که وارد یه دبیرستان جدید میشه،"افراد جدید و اتفاقای عجیب غریب" اون زندگی آرومی داره و عشق هم به همین آسونی و بی پروایی وارد دنیای جذاب اون میشه... Zayn Malik Fanfiction Written by Iamnotshadi
Stupids by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 117,593
  • WpVote
    Votes 16,764
  • WpPart
    Parts 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction