BTS^^💜💜
11 stories
Little One by iamnotshadi
iamnotshadi
  • WpView
    Reads 69,629
  • WpVote
    Votes 10,116
  • WpPart
    Parts 28
دو تا آیس امریکانو با یه بستنی توت فرنگی... ^^ یعنی قرار اون کوچولو با چشمای بزرگ عسلیش هر روز به من خیره بشه و تا عمق وجودم سر بکشه؟ A Sope fanfiction Written by VIO Book 1 of The One series [Highest ranking so far] #1 in iran #1 in btsfanfic #1 in cute #2 in fluff #2 in sope #3 in suga #3 in jhope #4 in bangtan
Call Him Daddy![1] by blueside_demian
blueside_demian
  • WpView
    Reads 94,335
  • WpVote
    Votes 11,928
  • WpPart
    Parts 20
《کامل‌شده》 داستان از اونجایی شروع میشه که جئون جونگکوک از بوسان اومده تا توی سئول درس بخونه و به همه دروغ گفته که وضع مالیش خوب نیست تا دوست واقعی پیدا کنه و یه روز وقتی میره دندون پزشکی میفهمه که دندون پزشکش زیادی جذابه و بعد از مشورت کردن با جیمین صمیمیترین دوستش و هم اتاقیش، یه پیشنهاد عجیب به دندون پزشکش که ازش ۱۲سال بزرگتره میده و ... S 20190226 E 20190405 •○●○• اسم: ددی صداش کن!(فصل اول) کاپل: ویکوک ، هوپمین (و یه کاپل دختر پسری) #9 bts
sweet school's  diaries  by Lucymay94
Lucymay94
  • WpView
    Reads 194,787
  • WpVote
    Votes 22,808
  • WpPart
    Parts 48
-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
~fanboy~(persian translation)▪(yoonseok) by sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Reads 118,956
  • WpVote
    Votes 23,576
  • WpPart
    Parts 56
یونگی یک فن پیج تو اینستا برای آیدلش داره..... چی میشه اگه اون ایدل بفهمه.... Written by @katisgucci
IT'S ME || Sope ~ Yoonseok || by fuckhopee
fuckhopee
  • WpView
    Reads 5,013
  • WpVote
    Votes 590
  • WpPart
    Parts 4
"چه کسی روح من رو میفهمه؟!" 🍁🦋
Time; YoonMin | Per Translation by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 62,198
  • WpVote
    Votes 12,724
  • WpPart
    Parts 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Begin. by cigarettesyoon
cigarettesyoon
  • WpView
    Reads 58,946
  • WpVote
    Votes 7,898
  • WpPart
    Parts 16
" جانگکوک عزیز. من متوجه زخم های روی دست هات از زیر آستین بلندت شدم. این گل های یاس رو توی آب بذار و هر روز ی خورده از اون آب به دستات ، به زخمات بزن. توی افسانه ها میگن بوی گل یاس آدم رو جادو میکنه و باعث میشه گناهانش رو ترک کنه ".
~i just wanna die~ (Persian Translation)▪(Yoonseok) by sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Reads 79,419
  • WpVote
    Votes 16,003
  • WpPart
    Parts 40
هوسوک ساعت ۳صبح یک پیام عجیب از یک ناشناس که میگه میخواد خودشو بکشه دریافت میکنه و سعی میکنه جلوشو بگیره...... Written by @arayofsunshine99
+17 more
I'M GUILTY || SOPE by UniqueBeat
UniqueBeat
  • WpView
    Reads 65,223
  • WpVote
    Votes 9,536
  • WpPart
    Parts 24
بیاید سفر کنیم به خاطرات جانگ هوسوک ، پسر ۱۷ ساله‌ای که گناهکار بود!
🖤Be Mine🖤 by bts_baboo
bts_baboo
  • WpView
    Reads 68,832
  • WpVote
    Votes 7,029
  • WpPart
    Parts 20
جئون جونگ کوک پسربظاهرخشن ومغروری که برای امرارومعاش خودش وخواهروبرادرکوچکترش دریکی ازبزرگترین کلاب های سئول کارمیکنه وپسری به اسم کیم تهیونگ که پسری مفرح و پولداره که توشرکت پدرش مشغول به کاره،ملاقات میکنه... امااین ملاقات سرنوشت جفتشون رودستخوش تغییرمیکنه...