💙💚
13 histoires
Dark Paradise (Harry Edward Styles) par Zaynbr1998
Zaynbr1998
  • WpView
    LECTURES 2,426
  • WpVote
    Votes 306
  • WpPart
    Chapitres 11
harry : Listen to me lily Its not a love story...This is a MADNESS! هری: بهم گوش کن لیلی،این یه داستان عاشقانه نیست...این دیوونگیه!
Our Destiny (L.S) par Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    LECTURES 1,174,026
  • WpVote
    Votes 128,459
  • WpPart
    Chapitres 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Sin (persian translation) par larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    LECTURES 368,160
  • WpVote
    Votes 51,836
  • WpPart
    Chapitres 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
You're my masterpiece [L.s].[completed] par Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    LECTURES 177,807
  • WpVote
    Votes 25,908
  • WpPart
    Chapitres 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
Punish me! par G_Larry
G_Larry
  • WpView
    LECTURES 102,704
  • WpVote
    Votes 6,393
  • WpPart
    Chapitres 20
هری بردش بود لویی ددیش بود ولی این همیشگی نی! #G
Baby Boy(Larry Stylinson) par nitara70
nitara70
  • WpView
    LECTURES 155,711
  • WpVote
    Votes 21,686
  • WpPart
    Chapitres 34
لویی به شماره ی اشتباهی پیام میده و زندگیش عوض میشه.
Larry Imagines par louistrashfr
louistrashfr
  • WpView
    LECTURES 21,885
  • WpVote
    Votes 310
  • WpPart
    Chapitres 17
Just another imagine book ;) If you are 13 and under I advise you NOT to read this but I'm not stopping you, beware *smirk* *Warning: foul language and smut...lots of it*
How to steal: someone's boyfriend [Persian Translation] par harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURES 40,162
  • WpVote
    Votes 7,464
  • WpPart
    Chapitres 20
[Completed] هری قاعدتا باید یه سال خیلی ملایم و بی دردسر توی کالج میداشت ، ولی یه نفر اونو ازین قاعده دور کرد کسی که حتی اونو به یاد نمیاورد...
When Hate Turns Into Love [Persian Translation] par harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURES 51,302
  • WpVote
    Votes 7,832
  • WpPart
    Chapitres 26
[OnGoing] استایلزها و تاملینسون ها. این دو خونواده به دلیل اتفاقی در گذشته، هیچوقت باهم کنار نیومدن. به همین دلیل لویی تاملینسون از هری استایلز متنفره، به همین سادگی. هرچند چیزی که لویی -یا هرکسی توی خونوادشون- نمیدونه اینه که هری از لویی متنفر نیست، درواقع کاملا برعکسش. اون همیشه از پسری که موهاش مثل پر نرم بود خوشش میومد. چرا ؟ خودشم نمیدونه، ولی از دوران مهدکودک اونها یه چیزی درمورد اون پسر، خاص و استثنایی بود. دست انداختنا و اذیت کردنای هری هم واسه بدتر کردن شرایط کاملا کافی بود! اون دوس داره لویی رو عصبی و مضطرب کنه، چیزی که لویی ازش متنفره‌. لویی همیشه تلاش میکنه اونو برونه و بهش بگه که گورشو گم کنه، که فقط باعث میشه هری حتی بیشتر دوسش داشته باشه. پس وقتی لویی بالاخره تسلیم لمس های هری میشه و بهش اجازه میده هرکاری که میخواد باهاش بکنه چه اتفاقی میفته ؟ عشق بوجود میاد ؟ اگه آره، خونواده هاشون چه فکری راجبش میکنن ؟