Охайо друзья и я стала фанаткой Юри и по этому поводу создала историю про ангела и демона и их незаконную любовь но они как нибудь выберутся из ситуации . Ладно сами всё узнаете приятного вам чтения , а и будут сцены 18 и 16+ так что..... Поосторожнее. Чтобы вас не спалили родоки.
سلام جانان وقت به خیر من•° سمفونی°• هستم 🗺
فنفیکشن "تاج"👑
آمیخته ای از عشق ،جنگ و خیانته🎐
⚀کاپل اصلی داستان کریسهوست و طول داستان ⚁با کاپل های هونهان،ویکوک و ....آشنا میشیم
چندتا نکته ی تاریخی هست، من اولین قسمت داستان رو با کشورهای هان.باکجه و گوجوسان شروع کردم.بعد متوجه تاریخ میلادیش شدم.برای همین سرزمین ها رو به
🗝گوگوریو جدید 901_918
📍شیلا 668_918
📌گوریو 918_1270
📎هان جنوبی 907_960
📝سونگ 960_1279
تغییر دادم!
روایت داستان در سال 916 میلادی شروع میشه .در این تاریخ
گوگوریو جدید
💫شاهزاده میون16 سال(سوهو)
🎐.ارباب سهون 31 سال
🎴.امپراطور وون 40سال(شیوون چویی)
.ولیعهد یول 19 سال(چانیول)
🍶و ارباب نامجون 43سال
فرمانده جین(جین)
در هان جنوبی
💎امپراطور مین_میون یونگی(شوگا)
💍ملکه شوآنگ(جنی)
🗡فرمانده هوسوک(جی هوپ)
👑.امپراطور فان 26 سال(کریس وو)
.🀄شاهزاده هان 27 سال(لوهان)
.🎏 ارباب یشینگ 35 سال
🏳️🌈ارباب تهیونگ 25سال(V)
🏹ارباب جونگ 33 سال(جونگ کوک)
دلیل اینکه سن شخصیت ها رو مشخص کردم .روایت موازی و گاهی وابسته به گذشته ی شخصیت ها در جنگ و تصمیماته .من برای هر فصلی تاریخ و فصل سال رو مشخص میکنم .برای من هیجان انگیز بود که بزرگ یا پیر شدن شخصیت هام رو به مرور به تصویر بکشم امیدوارم که جذابیتی که برای من داشت رو برای شما ه
*• این داستان به ۵ زبان زنده دنیا ترجمه شده •*
تمامی افراد باندcobraX متعجب بودند که بکهیون مهربون با اون لبخند درخشان چطور میتونه عضوی از یک باند تبهکار باشه!
هرچند شایعاتی بین افراد پخش شده بود که بکهیون معشوق Mr.X ،رییس بزرگ باند، هست.
♠️♥️♠️
~•You are the cure
and
sweetest poison to my heart•~
~• وانشات + فیک کامل •~
ژانر : اسمات-اکشن-رومنس
کاپل : چانبک
ریتینگ : [M](+15)
مترجم : Avina
نویسنده : alibyunbaek
♠️♥️♠️
اگر توسط یه جغد سفید مانند جغد هری پاتر تعقیب بشین چه حسی داره؟ من که فکر می کردم دیوونه شدم تا اینکه....
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
_مگه گناه من چیه چرا اینکار ها رو با من میکنی
+هیچی گناه ت فقط داشتن چیزی هست که برای انسانی مثل تو زیادیه...
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر ر و ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی.
« شرارتی برای صدای تو »
Best Ranking:
#1 vkook 😭
#1 taekook
#1 bangtan
#1 kookie
#1 kookv
#1 army
اوم..اولین وانشات زندگیم....خب نمیدونم...نه خوبه نه بد...هیچ نظری دربارش ندارم ول اگ بخونین و اشکالاتمو بگین خوجال میشم^-^
داستان یونگی عه بعد خودکشی هوسوک
اون چوب ه ی دار کلید رسیدنش به هوسوکش بود...