My reading list 2
13 kuwento
Dangerously Pretty [L.S](Persian Translation) ni PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    MGA BUMASA 17,877
  • WpVote
    Mga Boto 2,799
  • WpPart
    Mga Parte 9
[Completed] "لویی چکار داری میکنی؟میتونن ما رو ببینن." "اهمیتی نمیدم پرنسس. فقط بذار ببوسمت. میتونم؟" "آ-آره." warning:boyxboy smut Written by: @Lovely-zianourry Translated by: @ItsHarrietStyles
Sea & Sky  [L.S|M.Preg](Persian Translation) !!Discontinued!! ni PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    MGA BUMASA 6,525
  • WpVote
    Mga Boto 1,235
  • WpPart
    Mga Parte 17
!!Discontinued!! زندگی هارپی جوون و کم تجربه ، لویی تغییر میکنه وقتی پا به سرزمین سحرآمیزی که همه ی موجوداتش مثل خودش افسانه این میذاره... Written by: @SesameHazza Translated by: @saraw_ap_
Artist. ni Its_Sany
Its_Sany
  • WpView
    MGA BUMASA 20,938
  • WpVote
    Mga Boto 3,792
  • WpPart
    Mga Parte 53
[Complited] هنر؛ نه هیچ‌چیز جز هنر ! ما هنر را داریم و از این‌روست که حقیقت سبب مرگ‌مان نمی‌شود. [Z.M] [L.S]
12 (l.s)(z.m) -Complete- ni toovic
toovic
  • WpView
    MGA BUMASA 249,855
  • WpVote
    Mga Boto 44,179
  • WpPart
    Mga Parte 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
دوپنجره ni ishouka
ishouka
  • WpView
    MGA BUMASA 14,595
  • WpVote
    Mga Boto 3,296
  • WpPart
    Mga Parte 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Ocean is your eyes[L.S] ni Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    MGA BUMASA 12,841
  • WpVote
    Mga Boto 2,222
  • WpPart
    Mga Parte 7
لویی نمیتونست چیزی رو که میبینه باور کنه...یه پسر وحشت زده وسط اون آب شناور بود یه پسر وحشت زده خیلی زیبا که مثل ماهی دم داشت و روی اون رو پولک های براق سبز رنگ پوشونده بود...به همون اندازه که این غیر واقعی و غیر قابل باور و افسانه ایه ،اون درست جلوی چشماشون بود،حقیقی،زیبا و سردرگم ...یه پری دریایی که جلوی دیدگان شوک زده همه اونها داشت وسط آکواریوم شنا میکرد و هیچ راهی وجود نداشت که بشه منکر این حقیقت شد و اهمیتی نداشت چقدر با منطق و شنیده ها و دانایی لویی و بقیه اون دانشمند ها در تضاد و مغایرت باشه... یا... داستان دانشمند جوونی که میخواد بزرگترین کشف دنیای زیست شناسی رو به اقیانوس، ینی خونه اش برگردونه ولی در میونه راه میفهمه خونه اون فقط آغوش خودشه!
Change (L.S) ni Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    MGA BUMASA 161,909
  • WpVote
    Mga Boto 18,731
  • WpPart
    Mga Parte 49
یه نفر که باعث میشه زندگیت تغییر کنه... . . . همونیه که تو رو عاشق خودش کرده...
Strawberry Milk (Persian Translation) ni larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    MGA BUMASA 114,428
  • WpVote
    Mga Boto 12,776
  • WpPart
    Mga Parte 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
Reunion (l.s) ni TPWLarry
TPWLarry
  • WpView
    MGA BUMASA 7,809,991
  • WpVote
    Mga Boto 242,992
  • WpPart
    Mga Parte 62
It's the year 2020 and Louis gets an unexpected call informing him that one direction were reuniting in no less than a month. When the time comes, no one expected Harry to act the way he does. Or a hate to love fic where Harry and Louis reunite after the hiatus. Completed- 26th jan, 2020
MoonOff [L.S] ni _nwziw
_nwziw
  • WpView
    MGA BUMASA 70,410
  • WpVote
    Mga Boto 8,645
  • WpPart
    Mga Parte 46
نمیدونم کی و چطور•تمامِ روح و جسمم فقط و فقط مال اون شد•که خودم هم نفهمیدم. «لری استایلینسون»