❝ 𝑴𝒚 𝑭𝒂𝒗𝒔 ❞
10 stories
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 3,196
  • WpVote
    Votes 661
  • WpPart
    Parts 2
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
[Green cadillac | sope] by O_whale52
O_whale52
  • WpView
    Reads 1,959
  • WpVote
    Votes 376
  • WpPart
    Parts 10
دهه‌ی نود میلادی، یک کادیلاک سبزرنگ، و مین یونگی‌ پسر عصبی نوجوونی که چیز زیادی راجع به عشق نمی‌دونه. Couple: sope Genre: fluff, slice of life, romance, school life (این فیک تو چنل Sopenation هم آپ شده.)
JUNGKOOK║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 13,854
  • WpVote
    Votes 1,498
  • WpPart
    Parts 5
«زندگی جئون‌جونگکوک زمانی دست‌خوش تغییرات شد که برادرش اون رو به سادگی و به قیمتی ناچیز رها کرد...» ❈نام‌اثر: |جـــونگکوک| ❈کاپل: تهکوکـ ❈ژانر: انگست / عاشقانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
𝙁𝙨𝙤𝙜 ❘ 𝒗𝒌 by izeusw
izeusw
  • WpView
    Reads 532,349
  • WpVote
    Votes 37,743
  • WpPart
    Parts 46
نام↲ پنجاه سایه خاکستری خلاصه ↲ وقایع این رمان که در سیاتل ایالات متحده آمریکا رخ میده به بیان روابط عاطفی عمیق میان جئون جونگکوک، پسری باکره و فارغ‌ التحصیل رشتهٔ ادبیات و کیم تهیونگ، کارآفرین بانفوذ و ثروتمند می‌پردازه.جونگکوک بعد از اشنایی با کیم زندگیش دچار تغییراتی میشه که... ᴳ ᴱ ᴺ ᴿ ᴱ ↓ 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐛𝐝𝐬𝐦 𝐡𝐚𝐫𝐬𝐡 𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 ᶜ ᴼ ᵁ ᴾ ᴸ ᴱ ↓ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 ᵀ ᴿ ᴬ ᴺ ˢ ᴸ ᴬ ᵀ ᴼ ᴿ ↓ j̸k̸ | 𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚 𝐓𝐎𝐏⁦ 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐁𝐎𝐓𝐓𝐎𝐌 ⁦ 𝐣𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤
شیطان معشوقه خدا بود by vega_ASTERIA
vega_ASTERIA
  • WpView
    Reads 3,583
  • WpVote
    Votes 598
  • WpPart
    Parts 1
چهل شبانه روز و انسان آفریده شد. خدا تعظیم خواست انجام شد در کمال ناباوری اما ایستاد کسی شیطان که معشوقه خدا بود. ❤︎꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂❤︎ ژانر✵ رمنس، فانتزی کاپل✵ تهکوک امضا✵ الهه ای که عاشق ماه شد، آستریا. کاور از دوست عزیزم @MOONCHILD_leveretTK
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 659,146
  • WpVote
    Votes 55,818
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴 «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 606,840
  • WpVote
    Votes 59,730
  • WpPart
    Parts 67
_من سایه ام. _و من نوری که سایه رو دنبال می کنه. **************************************************** _توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟. _برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی. دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده. اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده. آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟ کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی
Love You So Bad | VKOOK - YOONMIN by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 645,717
  • WpVote
    Votes 54,892
  • WpPart
    Parts 76
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑺𝒐 𝑩𝒂𝒅 - بدجوری دوستت دارم قسمتی از فیک: تمام انگیزه ام از اومدن به این کتابفروشی فقط دیدن اون صورت بینهایت جذابشه ...وقتی رو به قفسه ها می ایسته و کتابهارو مرتب میچینه، وقتی پشت میزش میشینه و با نگاه فوق‌العاده اش بهم نگاه میکنه و قیمت کتاب رو میگه .. زمانی که با اون لبخند لعنتیش من رو مخاطب قرار میده "مهمون من باش. " دلم میخواد دستم رو به گردنش برسونم و جلو بکشم، بعد با تموم وجودم ببوسمش ...اما ..درست نیست ..عشق من درست نیست .... من عاشق همجنس خودم شدم ..مرد جذابی که سیزده سال از خودم بزرگتره و دوماهی میشه کتابفروشیِ نزدیک مدرسه ام رو خریده و الان اونجا کار میکنه .... •Genre: Slice of life, Romance, Smut, Angst Couple: Vkook, Yoonmin Writer: RÊVE
𝑻𝒉𝒆 𝒄𝒉𝒂𝒓𝒎 𝒐𝒇 𝒑𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏𝒈✗ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 198,818
  • WpVote
    Votes 27,560
  • WpPart
    Parts 51
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: خیانت کردن یه انتخابه، نه یه اشتباه یا خطا. وفاداری یه مسئولیته، نه یه انتخاب! بیاین ببینیم وقتی تهیونگ اشتباه کرد، جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره که بازم انتخابش کنه یا نه!
Young Daddy! by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 256,438
  • WpVote
    Votes 29,749
  • WpPart
    Parts 86
(completed) Couple: TaeKook, YoonMin, NamJin, HoMing(ㅋㅋ) Genres: Omegavers, Romance, Mpreg, Smut, Angst, Comedy بخشی از فیک: هارین نق زد: خودت گفتی هر وقت فهمیدم جفت هاجون اوپا کیه بهت بگم! و کل سالن غرق سکوت شد.... یونگی با عصبانیت گفت: هارین بسه دیگه مگه بهت نگفتم دروغ گفتن کار زشتیه؟ هارین: من دروغ نمیگم بابا خودم دیدم یونگی با لحن آرومتر هشدار داد: باشه دخترم تو راجب جفت درست متوجه نشدی منو مامان شب واست توضیح میدیم باشه؟ هارین بغل یونگی نشست و گفت: خودم میدونم دوتا گرگ جفت هم میشن یعنی چی یعنی عروسی میکنن و نی نی میارن مثه تو و مامان، مثه عمو کوکی و عمو تهیونگ، مثه عمو جینی و... . . قبل از شروع فیک حتما بخش توضیحات رو چک کنید❌