❝ 𝑴𝒚 𝑭𝒂𝒗𝒔 ❞
14 قصة
Silent Sea ~|| Sope Au - Season 2 بقلم _bunisa
_bunisa
  • WpView
    مقروء 4,746
  • WpVote
    صوت 843
  • WpPart
    فصول 27
یونگی چشم‌هاش رو تنگ کرد. هوسوک و اسنو چند قدم اون طرف‌تر ایستاده بودند، دست‌های دختر بچه به سمتِ پدرش دراز بود، با لبخند نازی روی چهره‌اش سرش و کج کرده بود و انتظار بغل شدن توسط پدر امگاش رو می‌کشید. مقابلش اما، مردِ امگا با چهره‌ای سردرگم و گیج ایستاده بود. چرخ‌دنده‌های ذهنش به سرعت حرکت می‌کردند اما در هیچ گوشه‌ای از خاطراتش، چهره اون دختر بچه رو نمی‌دید. مین اسنو تنها براش یک غریبه بود. چند قدم اونطرف‌تر، مین یونگی که تنها شاهد این صحنه بود، با خودش فکر کرد، بلایی که ازش می‌ترسید به سرش اومده بود، خاطرات هوسوک پاک شده و خانواده‌اش از هم پاشیده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: دریای خاموش 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس، انگست، امپرگ، عاشقانه ‼️فصل یک این اثر با عنوان تاج محل در پیج آپ شده.‼️
Depite ~|| Yoonseok, Namjin Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  بقلم _bunisa
_bunisa
  • WpView
    مقروء 15,571
  • WpVote
    صوت 2,320
  • WpPart
    فصول 64
جانگ هوسوک هرگز فکر نمی‌کرد زندگی عالی‌‌ای که ساخته بود با یک تماس تلفنی از شخصی در گذشته‌اش بهم بریزد. ولی این تصور، حالا که در کوچه‌های شهرک سوت‌وکور دِپیت قدم می‌زد، خنده‌دار به نظر می‌رسید. با مرگ ناگهانی خواهرش سرپرستی دختری که هرگز ملاقات نکرده به او رسیده بود و با برگشتن به آن جا درگیر حوادثی از گذشته‌اش شد که انتظارش را می‌کشیدند. دِپیت حکایت درد، رنج، عاشق شدن، جدایی و خاطرات گذشته است. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: اندوه ژرف 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، نامجین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: عاشقانه، انگست ملایم، جنایی، روانشناسی 🥈in #Yoonseok [00.09.23]
Centroid' Sope || "season 1" بقلم _roshana_
_roshana_
  • WpView
    مقروء 8,499
  • WpVote
    صوت 1,300
  • WpPart
    فصول 34
مین یونگی از خیلی چیزها توی زندگیش مطمئن نیست. در واقع زندگی جوری باهاش تا کرده که به اجبار، باورش به خیلی چیزها رو از دست بده.. شب‌هاش رو، روی پشت بومی پر ستاره صبح می‌کنه و روز‌هاش با دویدن به دنبال آینده‌ای نامعلوم سپری می‌شه.. آینده‌ای که مرد، اون رو متعلق به خودش نمی‌دونه و لا به لای تمام ناباور‌ی‌هاش، عمیقاً به این حقیقت باور داره که، زندگی‌ای رو زندگی می‌کنه که حقش نیست.. اما توی یکی از همین روز‌های پر تنش، اتفاقی پسری سر راهش قرار می‌گیره که تمام افکارش رو زیر رو می‌کنه. باور‌های داشته و نداشته‌اش رو به زیر علامت سوالِ غول‌پیکری می‌‌کشونه و در آخر یونگی می‌مونه و زندگی‌ای که دیگه به هیچ‌وجه مثل سابق نمیشه.. برشی از متن داستان: «زمان زیادی طول کشید، اما من بلاخره فهمیدم با اومدنت، تعادل رو به زندگیم برگردوندی. مثل مرکز ثقل، نبودنت زندگیم رو از هم می‌پاشونه هوبای من.» -------------------------------- نام: سنتروید/نقطه‌ی مرکزی-تکیه‌گاه ژانر: درام،رومنس، روزمره کاپل: سپ وضعیت: فصل اول کامل شده. فصل دوم: در حال آپ!!
+16 أكثر
Heartless  | sope بقلم sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    مقروء 11,817
  • WpVote
    صوت 2,110
  • WpPart
    فصول 23
وقتی رئیس جانگ هوسوک ازش خواست برای یه مراسم عروسی خانوادگی همراهیش کنه ، هوسوک هیچ وقت فکرش رو نمی‌کرد با پذیرفتنش توی چنین دردسر بزرگی بیفته. مراسمی که قرار بود، هوسوک توش نقش دوست پسر واقعی رئیسش رو بازی کنه، و در مقابل حقوق یک سالش رو بگیره، با پیدا شدن سر و کله مین یونگی، پیچیده می‌شه. عوضی سرد و بی‌رحمی که هیچ‌جوره حق نداره این‌قدر جذاب باشه. همه می‌گن یونگی یه جامعه‌ستیزه که هیچ احساسی نداره. هوسوک هم باورش کرده. ولی نمی‌تونه ازش دور بمونه. وقتی این سفر خانوادگی تبدیل می‌شه به کابوسی از خیانت، آدم‌ربایی و قتل، هوسوک مجبور می‌شه برای حفظ سلامت روانش به یونگی تکیه کنه. می‌شه به یه جامعه‌ستیز بی‌احساس و کنترل‌گر اعتماد کرد؟ می‌تونه بعد از برگشتن به زندگی عادی، دیگه هوسش رو نکنه؟ اصلاً کسی که احساس نداره، می‌تونه عاشق بشه؟ Heartless | Sope ، Namjin ♡عنوان: بی رحم ♡کاپل اصلی: سپ ♡کاپل فرعی: نامجین ♡ژانر:جنایی، اکشن، رمنس، اسمات، درام
Desiree After Story | Vkook بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 5,794
  • WpVote
    صوت 810
  • WpPart
    فصول 2
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
[Green cadillac | sope] بقلم O_whale52
O_whale52
  • WpView
    مقروء 2,048
  • WpVote
    صوت 397
  • WpPart
    فصول 10
دهه‌ی نود میلادی، یک کادیلاک سبزرنگ، و مین یونگی‌ پسر عصبی نوجوونی که چیز زیادی راجع به عشق نمی‌دونه. Couple: sope Genre: fluff, slice of life, romance, school life (این فیک تو چنل Sopenation هم آپ شده.)
+15 أكثر
JUNGKOOK║VKOOK بقلم sufiland
sufiland
  • WpView
    مقروء 14,655
  • WpVote
    صوت 1,565
  • WpPart
    فصول 5
«زندگی جئون‌جونگکوک زمانی دست‌خوش تغییرات شد که برادرش اون رو به سادگی و به قیمتی ناچیز رها کرد...» ❈نام‌اثر: |جـــونگکوک| ❈کاپل: تهکوکـ ❈ژانر: انگست / عاشقانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
+21 أكثر
𝙁𝙨𝙤𝙜 ❘ 𝒗𝒌 بقلم izeusw
izeusw
  • WpView
    مقروء 551,068
  • WpVote
    صوت 38,101
  • WpPart
    فصول 46
نام↲ پنجاه سایه خاکستری خلاصه ↲ وقایع این رمان که در سیاتل ایالات متحده آمریکا رخ میده به بیان روابط عاطفی عمیق میان جئون جونگکوک، پسری باکره و فارغ‌ التحصیل رشتهٔ ادبیات و کیم تهیونگ، کارآفرین بانفوذ و ثروتمند می‌پردازه.جونگکوک بعد از اشنایی با کیم زندگیش دچار تغییراتی میشه که... ᴳ ᴱ ᴺ ᴿ ᴱ ↓ 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐛𝐝𝐬𝐦 𝐡𝐚𝐫𝐬𝐡 𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 ᶜ ᴼ ᵁ ᴾ ᴸ ᴱ ↓ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 ᵀ ᴿ ᴬ ᴺ ˢ ᴸ ᴬ ᵀ ᴼ ᴿ ↓ j̸k̸ | 𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚 𝐓𝐎𝐏⁦ 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐁𝐎𝐓𝐓𝐎𝐌 ⁦ 𝐣𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤
شیطان معشوقه خدا بود بقلم vega_ASTERIA
vega_ASTERIA
  • WpView
    مقروء 3,622
  • WpVote
    صوت 600
  • WpPart
    فصول 1
چهل شبانه روز و انسان آفریده شد. خدا تعظیم خواست انجام شد در کمال ناباوری اما ایستاد کسی شیطان که معشوقه خدا بود. ❤︎꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂❤︎ ژانر✵ رمنس، فانتزی کاپل✵ تهکوک امضا✵ الهه ای که عاشق ماه شد، آستریا. کاور از دوست عزیزم @MOONCHILD_leveretTK
In "Kim" Mansion ⏳️ بقلم Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    مقروء 705,761
  • WpVote
    صوت 57,870
  • WpPart
    فصول 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷