ziam ❤️💛
35 cerita
Drifting [ Persian Translation ] oleh themaniro
themaniro
  • WpView
    Membaca 19,215
  • WpVote
    Vote 3,605
  • WpPart
    Bab 16
• زین همیشه متفاوت بوده. از زمانی که یادش میاد، همیشه "مردمی" رو اطرافش میدیده. خب، اون با پدر و مادر و سه تا خواهراش زندگی میکرد و همیشه همینطور بوده. ولی یه نوع دیگه ای از "مردم" که شاید زین هرگز اونها رو ندیده، ولی همیشه کنارشن. بخش متفاوت و عجیب غریب قضیه اینه که هیچ کس به جز زین نمیتونه اونها رو ببینه. و حتی گاهی اوقات خودش هم متوجه اونها نمیشه. • [ ترجمه فارسی ] [ کمپلتد ]
With Gain,There Is No PAYNE  |ZIAM| oleh zAhraXe
zAhraXe
  • WpView
    Membaca 70,051
  • WpVote
    Vote 7,752
  • WpPart
    Bab 48
جلوی دوربینا همه چیز خوبه ! جذاب و دلفریب ... پشت دوربین چی؟ ۲تا پسر داغون ک هر لحظه نگران از دست دادن همدیگن
SYNDROME [ZiamFanfiction] oleh Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Membaca 117,492
  • WpVote
    Vote 19,349
  • WpPart
    Bab 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
"WHO AM I TO YOU" Z.M oleh mahdih___
mahdih___
  • WpView
    Membaca 1,293
  • WpVote
    Vote 177
  • WpPart
    Bab 6
او فقط نه سال داشت، اما چشم هایش! دلبری صدساله. خطر! این داستان میتواند باعث خراش روح روانتان شود.
Sweet cheat(Persian translation) oleh Getlewallflower
Getlewallflower
  • WpView
    Membaca 28,997
  • WpVote
    Vote 2,605
  • WpPart
    Bab 16
زندگی ليام یه زندگی کامله. اون معروفه،دوست‌دختر داره،و توی کار موسیقی حرف نداره. ولی از وقتی که زین رفت،یه سیاه چال بزرگ توی لیام درست شد. زین باید ازدواج میکرد،یه ازدواج اجباری،و از کل دنیا خواهش کرد تا برگرده بین بازوهای لیام،ریسک از دست دادن خانواده،شهرت،شغل.. زین از زیباییش استفاده کرد تا لیامو گیر بندازه و هر عملی..یه عکس العملی داره. هردوتا پسر سرنوشت خودشونو توی شبای وحشی،عشق به خیانت،انتقام دردناک و عشقی که بهم متصلشون میکنه رقم میزنن.
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] oleh Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Membaca 123,902
  • WpVote
    Vote 16,253
  • WpPart
    Bab 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
feel me 2 oleh ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    Membaca 112,231
  • WpVote
    Vote 10,256
  • WpPart
    Bab 58
@SAaraah __1995
Feel Me oleh ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    Membaca 172,296
  • WpVote
    Vote 15,600
  • WpPart
    Bab 55
@SAaraah__1995
fools gold (Ziam)(mpreg)  oleh setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Membaca 285,714
  • WpVote
    Vote 37,819
  • WpPart
    Bab 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))
DEAR STRANGER[ ZIAM-AU ] oleh zquadthebest
zquadthebest
  • WpView
    Membaca 64,200
  • WpVote
    Vote 7,644
  • WpPart
    Bab 53
[COMPLETED] #1 at #ziammayne "همه چیز تو یک لحظه متوقف شد ، لحظه ای که اون باید تصمیم میگرفت فراموشش کنه یا نه " "غریبه های عزیز فراموش نشدنی HIGHEST RANK : #1 in #ziammayne 30June2017 - - - - - - [COMPLETED] [ZIAM AU] [COVER BY -Hxllia]