وقتی توی قلمرو ساحر ها خون خدا باشی اوضاع برات خوب پیش نمیره ولی چه میشه کرد؟خدایان اینجور بازی هارو دوست دارن!مین شوگا تمام تلاشش محافظت از پسرخاله و دخترخاله اش جیمین و جناست اما وقتی خدایان تصمیم میگیرن دوباره بازی کنن شوگا چیکار میتونه بکنه؟
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
فیک اشک های خاموش
• کاپل اصلی : تهگی ( سوییچ ) ، یونجین
• کاپل های فرعی : نامجین ، کوکمین ، هوپمین
• ژانر : درام ، روانشناسی ، مافیا ، رمزآلود ، اسمات
• نویسنده : Fallen Wolfie
• موضوع :
یونگی پسر مستقل ولی منزوی ای که تنها دوست صمیمیش جین هست زندگی ساده ی دانشجوایش رو میگذرونه که متوجه توجه عجیبِ تهیونگ که گل سرسبد دانشکده هست به خودش و جین میشه . سعی میکنه با نادیده گرفتنش خودش رو خلاص کنه ولی نمیدونه همین نادیده گرفتن باعث جلب توجه بیشتری میشه که پای خودش و اطرافیانش رو بازی کثیفی باز میکنه که باختن به معنای مرگه و برای زنده موندن باید با اشخاصی بجنگه که ورثای نسل جدید بندهای مافیا هستن ... در طی بازی پرده از رازهای زیادی برداشته میشه که موقعیت تک تک بازیکن هارو به خطر میندازه ولی یونگی چی ؟ اون چه رازهایی رو پشت اون لبخند ساده و معصومش پنهان کرده ؟ یونگی برای نجات خودش و جین از این مهلکه راه حلی جز جنگیدن پیدا نمیکنه ولی طرف بازیکن درستی میره یا خودش رو توی چنگال شیر میندازه ؟
اگه دنبال یه فیک با یه خط داستانی ساده میگردین که یکی اون یکی رو گروگان بگیره و ازش سواستفاده جنسی کنه تا وقتی عاشق همدیگه شن اصلا این فیک رو توصیه نمیکنم ^^
Best Rankings :
#1 in TaeGi ( July 6th )
نامش را شوگا نهادند تا همه بدانند، رام نشدنی ست
" چرا مثه مامانا حرف می زنی؟... نکنه به خاطر اون دردسر؟ نترس چیزی از من عایدش نمی شه. شک دارم انقد پول داشته باشه. "
پوزخندی زدم و نگاه خطرناکی تقدیمش کردم " یه بار دیگه حرفش رو بزن تا جرت بدم. " خدا می دانست، تا حالا چند بچه بی گناه را به هوای خوش گذارانی معتاد و بی آبرو کرده بود.