0zizibeshi0's Reading List
4 stories
💢I Married the Devil!💢 by johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    Reads 33,835
  • WpVote
    Votes 4,466
  • WpPart
    Parts 22
این اتفاق زمانی که ما هنوز خیلی جوان بودیم افتاد؛ تو سن 18 سالگی ازدواج کردیم. خانوادم کاملا مخالف این کار بودن و هیچوقت هم باهامون موافقت نکردن؛ اونها هیچوقت جکسون رو قبول نکردن، اگه بخوام صادق باشم همیشه میگفتن یه چیزی درباره اون درست نیست. مادرم انگار که ازش می‌ترسید، در واقع بشدت ازش وحشت داشت و پدرم به خاطر تمایل جنسیمون قبولمون نمیکرد، چون هر دو مرد بودیم ولی اون زمان من اونقدر تو عشق جک غرق بودم که اصلا به حرفهاشون اهمیتی نمیدادم ولی حالا می‌فهمیدم که باید به حرفشون گوش میدادم...!
sweet life((mini fiction)) by Lucymay94
Lucymay94
  • WpView
    Reads 2,536
  • WpVote
    Votes 460
  • WpPart
    Parts 8
پارک جین یونگ تنها با دوتا خواهر زاده آتیش پارش گیر افتاده و کسی نمیتونه بهش کمک کنه چی میشه اگه علی رغم خواسته خودش مجبور باشه از ایم جه بوم کسی که تازه متوجه حسش به اون شده کمک بخواد؟؟؟؟
🌿Hemlock🌿 by johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    Reads 4,880
  • WpVote
    Votes 833
  • WpPart
    Parts 22
شوکران یک گیاه سمیه که توی لیست گیاه های سمی و کشنده ی دنیا اوله! ولی همه اونقدر ازش میترسن که نمیدونن خیلی از داروهایی که درمانشون میکنه ازین گیاه ساخته میشه. تو برای من درست مثل شوکران میمونی؛ همونقدر کشنده و همونقدر شفابخش...
No.852 by johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    Reads 7,424
  • WpVote
    Votes 1,222
  • WpPart
    Parts 14
تولد یه بچه میتونه نوید خوشبختی و شادی باشه ولی تولد اون نوزاد همه چیز مارک رو ازش گرفت ؛ درست توی تولد هفت سالگیش .. اون خیلی بیشتر از یه بچه‌ی هفت ساله دیده بود..!