Larry
21 قصة
How to be a criminal (L.S) (Completed) بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 151,971
  • WpVote
    صوت 26,329
  • WpPart
    فصول 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 634,030
  • WpVote
    صوت 88,774
  • WpPart
    فصول 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Louten~[L.S] بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 78,318
  • WpVote
    صوت 17,920
  • WpPart
    فصول 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
say something | l.s. بقلم fresharold
fresharold
  • WpView
    مقروء 587,472
  • WpVote
    صوت 23,616
  • WpPart
    فصول 44
❝Say something, I'm giving up on you. I'll be the one, if you want me to. Anywhere, I would've followed you. Say something, I'm giving up on you.❞ [warnings: strong language & sexual content]
+9 أكثر
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,314,493
  • WpVote
    صوت 303,370
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
My Hero Daddy بقلم tinash_xx
tinash_xx
  • WpView
    مقروء 544,770
  • WpVote
    صوت 53,372
  • WpPart
    فصول 10
Kitten & Daddy😻🙇 -دوستت دارم به اندازه بزرگترین اشتباهم ******
i sleep naked ➸ larry stylinson بقلم uniquelyxlarry
uniquelyxlarry
  • WpView
    مقروء 31,420,855
  • WpVote
    صوت 1,105,787
  • WpPart
    فصول 88
"you're so small." as if to prove his point, louis squeezed harry tightly in his arms, and harry just scrunched up a little bit, snuggling his head impossibly farther into louis' chest. "my pretty paper doll." and when louis squeezed him again, placing a shaky, yet warm kiss on harry's cold forehead, harry felt his heart feel that way again, he felt love. a soft flutter, that even the most self control in the world couldn't stop. he loved louis. he loved him even though he didn't want to, he really didn't. okay, maybe a little. *** 1ST PLACE IN THE HOLIDAY 2014 BROMANCE AWARDS FOR FAMOUS LARRY STORIES. #2 in Fanfiction #1 in One Direction
28th (L.S) بقلم bebygun
bebygun
  • WpView
    مقروء 109,641
  • WpVote
    صوت 17,904
  • WpPart
    فصول 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
Say Something~L.S [Completed] بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    مقروء 127,844
  • WpVote
    صوت 17,872
  • WpPart
    فصول 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Angel [L.S] بقلم stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    مقروء 88,087
  • WpVote
    صوت 17,806
  • WpPart
    فصول 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021