(کتاب اول-تمام شده)
چی میشد اگه به جای زن عمو می و عمو بن، تونی استارک بود که سرپرستی پیتر پارکر رو به عهده میگرفت؟
زمانی که مری و ریچارد مجبور میشن به دلایل نامشخصی پیتر رو برای مدت کوتاهی پیش میلیونر خودشیفته، معروف به آیرون من بذارن، تونی استارک حتی نمیتونست تصور کنه زندگیش قراره برای همیشه عوض بشه!
خیلی ممنونم از ایده های خوشگل @imyourrangerand13 برای این فف :)❤️
قدمی عقب رفتم و به دیوار خونه برخورد کردم، گرمای تنش وجودمو به آتیش کشید، سرش رو خم کرد
آب دهانم رو به سختی قورت میدم، دستپاچه نگاهش میکنم، دست هامو روی سینش میذارم تا کمی به عقب بره، شاید بتونم نفس بکشم
+اوووم تام، ما یه سری قرار داشتیم اگه یادت مونده!
_میدونی من آدم فراموش کاری هستم!؟
کف دستش نوازش وار روی گونه ام رو لمس کرد. چشم هام رو میبندم مبادا همه چیز رو لو بدن! چند نفس عمیق میکشم
_جوابمو ندادی!
چشم هام رو باز میکنم،عمیق به قهوه چشماش نگاه میکنم! میتونم قسم بخورم چشماش شیرین قهوه دنیاست! نگاه شیطونی بهم میندازه
+تام من و تو نمیتونیـ....
با شکار شدن ناگهانی لب هام نفسم قطع شد و جمله ام نصفه موند...
◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆
[On Hold]
هری رنگینکمانی بود که عمر کوتاهش لویی را میآزرد.
از لحظهای که باران گرفت تا هنگامی که پرتوهای خورشید تجزیه شدند و روی آبیِ آسمان هفت رنگ زدند، لویی رنگینکمانش را پرستید.
حتی هنگامی که بارا ن بند آمد، خورشید پشت ابر پنهان شد و رنگین کمان، زیباییاش را از آبی گرفت لحظهای در پرستیدنش کوتاهی نکرد.
لویی عاشق هری بود حتی بیش از مقداری که آسمان عاشق رنگینکمان بود.
[Completed]
جایی که من زندگی میکردم گرایش به هم جنس خود یه مریضی بود.
من دکتر بودم و باید چنین افرادی رو تغییر میدادم اما من خودم جزو این افرادم . . .