Check'em out🦋
16 stories
𝐂𝐨𝐧𝐟𝐢𝐫𝐦𝐞𝐝 𝐄𝐦𝐚𝐢𝐥 by Tsukiyome_
Tsukiyome_
  • WpView
    Reads 369
  • WpVote
    Votes 82
  • WpPart
    Parts 1
اگه نمیتونین ووت بدین، کامنت بزارین یا کسی‌رو فالو کنین یه نگاه به این بوک بندازین👀
BORN FREE  by mintwriter1
mintwriter1
  • WpView
    Reads 15,784
  • WpVote
    Votes 4,355
  • WpPart
    Parts 49
❌Completed❌ بی هویت راوی قتل هایی خاموش ×تو فکر میکنی چاقو دسته شو نمیبره، اما نمیفهمی که چاقو ماهیتش عوض نمیشه چاقو برنده س میتونه ریز ریزت کنه× اخطار⚠️: [این روایت دارای صحنه های قتل و شکنجه میباشد] #blood #hell #killer #free #action #ziam #murders
+16 more
Black Fever (L.S) by imsamiwh
imsamiwh
  • WpView
    Reads 17,525
  • WpVote
    Votes 3,963
  • WpPart
    Parts 31
- I think a piece of the moon that is not in the sky in your hair. - فکر میکنم تیکه ای از ماه که تو آسمون نیست توی موهای توعه لویی. ---------------------------------------- 1660 - London Sad End Complete بر اساس یک سلسله ی واقعی Vampair-Historical Larry-Ziam به قلم : sami
son of the Dawn [Z.M] [L.S] by that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    Reads 9,980
  • WpVote
    Votes 2,282
  • WpPart
    Parts 26
《تو پسر سپیده‌دم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》 زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.
I'm A Rider [L.S] by TomiMalik
TomiMalik
  • WpView
    Reads 1,192
  • WpVote
    Votes 349
  • WpPart
    Parts 9
جاده تاریک وسط جنگل...جایی که فقد و فقد سرعته که میتونه تعیین کنه تو برنده ای یا بازنده! لویی فقد میخواست رانندگی کنه هیچوقت فکرشو نمیکرد که پسر فرفری اینطوری خودشو بندازه وسط زندگیش و همچیزو خراب کنه! و حالا اون نمیدونه کی بوده و چی از زندگی لویی میخاسته...
Oakland'  by maybemari
maybemari
  • WpView
    Reads 10,847
  • WpVote
    Votes 1,606
  • WpPart
    Parts 26
ماریا دختر 16 ساله ای که برای زندگی جدیدی به اوکلند میاد. ولی قبل از اینکه به خودش بیاد زندگیشو به پسر مافیا اوکلند میبازه. + تو اما وارد رگهایم شدی و همه چیز تمام شد؛ و خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم -Z [ zayn malik ] [ Sexual content ]
^^LeMOn CAndy^^ by Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Reads 22,993
  • WpVote
    Votes 5,420
  • WpPart
    Parts 16
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^ جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ #1_fanfiction #1_Ziam
The space between us  by anoona2001
anoona2001
  • WpView
    Reads 5,783
  • WpVote
    Votes 606
  • WpPart
    Parts 13
~آخه لویی من تا ب حال هیچوقت چنین حسی رو ب هیچکی نداشتم این برام عجیبه... . . . ~زین من امروز یه گندی زدم و برای اولین بار از اینکه کسیو به فاک دادم پشیمونم... لری و زیام💙💚🧡❤️ Top ranked: #15 on ziammayne
Heart break lives by anoona2001
anoona2001
  • WpView
    Reads 3,818
  • WpVote
    Votes 522
  • WpPart
    Parts 43
یه داستان از نایل هوران .... نایل پسر مغرور و پولداریه که اصلا به عاشق بودن و این مسائل اهمیتی نمیده و کل عمرش در حال سکس و خوشگذرونی بوده زیام هم داره فیک ادیت کامل نشده Cover by: @Callme_Afsoon #1 in #persian
FORGET  by zaymooo
zaymooo
  • WpView
    Reads 4,944
  • WpVote
    Votes 1,289
  • WpPart
    Parts 30
به راستی فراموشی چیست... گرفتن یک انسان از خاطرات یا متلاشی کردن لحظات تعفن آمیز و درد منشانه در حیات همان انسان ؟ آیا فراموشی از دست دادن مرور شگفتی بال های پروانه یا عطش سقوط در اتمسفر عشق است؟ حقیقت فراموشی چیست؟ غیر از این است که حقارت زمان را در بند میپیچد و در فریاد ناپیدای روح خویشن را دفن میدهد؟ فراموشی ... مگر به یاری شیطان آمد روزی که به فرار از تمام داشته هایش راضی شد و سلطنتی زمینی برای خودش مفهوم داد؟ اما من میدانم فراموشی به راحتی فراموش شدن نیست! میدانم کابوس هایم باید تمام شوند، میدانم زخمهای عمیق باید در واپسین لحظات مرگ مانند باد کوهستان رها شوند، میدانم نهایت دست وپا زدن جز غرق شدن نیست،میدانم روزها باید بگذرند، میدانم که نباید تورا دوست داشته باشم، اما من با این مغز وارونه که تمام نشدن ها را به عینیت تبدیل میکند چه کنم؟ چاره ی فراموشی مگر با پاک کردن و پاک شدن از هر آنچه که رویش سایه افکنده ای ممکن نخواهد بود. پس تو نیز با من به درون من سقوط کن که ته مانده ای فراموشی از خاکستر ما باقی بماند.