my_dream_hunter
- LETTURE 1,584
- Voti 523
- Parti 4
تو خیلی ظریفی لویی
دلم میخواد انقدر ببوسمت تا جای لبام رو صورتت بمونه
ولی میترسم یه روزی ازم خسته بشی
خسته نمیشم هزی
تو منو از دنیای نقاشیات بیرون اوردی و واقعیم کردی
من بلد نبودم نفس بکشم و اوردیم تو دنیای خودت
حالا که عادت به نفس کشیدن کردم منو از خودت دور نکن هزی
وقتی دو ر از توئم انگار تو یه سیاره دیگم که اکسیژنی برای نفس کشیدن نداره