🎈ژانر:فلاف ، زندگی روزمره ، رومنس
🎈نویسنده: رز🌹
🎈خلاصه:پارک چانیول بعد از مرگ خواهر دوست داشتنی اش ، پارک یورا، و مادرش دچار یک افسردگی شدید میشه.
اون دیگه چال های بامزه اش رو نشون کسی نمیده، دیگه شیطنت نمی کنه ، کسی دیگه صدای قهقهه های از ته دلش رو نمی شنوه.
بیون بکهیون ،دانشجوی معماری داخلی، کسی که به عقیده ی خودش به دنیا اومده تا همه رو شاد نگه داره و آتیش ببارونه، با پارک چانیول آشنا میشه.
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
_هی.
+چته باز؟
_بیا. برای توعه.
+برای من؟...یه دوربین؟؟؟
_آره. دوستش داری؟
+چرا برام دوربین گرفتی؟
_چون از امروز به بعد پروژه ی شادی بیون بکهیون آغاز میشه!
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
امیدوارم بتونم با این رمان لحظات هرچند کوتاه اما خوشحال کننده ای رو بهتون هدیه بدم☺️
• Persian Translation
🔥 فیک ترجمه ای توسط چانبک وورلد
📎 Telegram Link: @chanbaekworld
✨ نویسنده :yeolimerent
📎 Wattpad Link: https://my.w.tt/GUMd6ENxuT
خلاصه:
پارک چانیول پسری که والدینش رو در حمله ای از دست داده به سئول میره تا مردی که پشت قضایاست رو پیدا کنه.
حالا چی میشه اگر اون مرد، پدر گمشده ی دوست پسره چندین سالش،بکهیون، باشه..
یعنی بکهیون تحمل تاوان پس دادن رو داره؟
_______
آتش خشم درونش اون رو طی این چند سال زنده نگه داشته بود.
و وقتی من اومدم فکر کردم میتونم بالاخره این آتش رو از اون مهار کنم.
اشتباه میکردم. حتی شعله ور ترش کردم.
✖️ این فیک به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشود.
یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .
بیون بکهیون، یک روزِ عادی مثل روز های قبل از خواب بلند میشه و میفهمه تا آخرِ شب بیشتر زنده نمیمونه.
ژانر: انگست، رمنس، اسمات
کاپل: چانبک
پی نوشت: برای منی که احساسی دوست ندارم و نمینویسم خیلی یجوریه که اینو آپ کنم.. ولی امیدوارم خوشتون بیاد؟
پی نوشت۲: احتمالاً بقیه ی وانشات هامو توی همین کتاب آپ کنم.. پس به به ریدینگ لیستتون اد کنین و بدونین من با هربار آپ کردن در این کتاب، مشخصات کتاب رو با توجه به چیزی که آپ کردم عوض میکنم.
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
چانیول ابروی بکهیون ، همکلاسی #همجنسگراش که #اعتراف کرده عاشقشه رو میبره
روز بعد وقتی بیدار میشه همه ی #مردایی که میشناخت #گی شده بودن .
تنها راه #متوقف کردنش هم توی #دست های #بکهیونه ...
چانبک ، سولی ، شیوچن ،هونهان