جونگ کوک یه اکانت اینستا برای خواننده مورد علاقش داره.... نکته اینجاس که اون یه هارد استنه و فقط چیزایی پست میکنه راجب اینکه تهیونگ چه ددی کاملیه.... چه اتفاقی میوفته وقتی تهیونگ از اکانت اون با خبر میشه....؟
🔞اسمات....🔞
written by @arayofsunshine99
جیمین به صورت مخفیانه توی لاکر کراش سال بالاییش نامه میذاره.
برای رو در رو صحبت کردن با کراشش زیادی خجالتیه.
[چپتر ها کوتاهن]
-جیمین: یه سال پایینی 15 ساله و
یونگی یه سال بالایی 19 ساله ست.
•ترجمه ی فارسی•
Credit: btswritings
🔻آینه ها نقش بزرگی تو زندگی ما بازی میکنند ، با اینکه خود واقعیمونو به نمایش میزارند ولی با ظاهری فریبنده و کمی جیوه باعث میشن خودتو بهتر از چیزی که هستی ببینی و شاید حتی به این دروغ آشکار لبخند بزنی و سعی کنی اونو جایی ثبت کنی ....
ولی مشکل از جایی شروع میشه که فریبندگی آینه ها تو رو غرق خودش میکنه و حالا این تویی که توی این دنیای تماما بازتاب گم میشی و شاید حتی نتونی دیگه بین اون دروغ و خود واقعیت فرق بزاری و دیگه نمیتونی چیزی رو که باید به یاد بیاری، اینجاست که نقش مستر وی (کیم تهیونگ) شروع میشه اون چشماتو میبنده و با بقیه ی امیال یک انسان واقعی تو رو به خودت برمیگردونه ،این یک لطف بزرگه، یه هدیه که فقط شامل افراد خیلی خوش شانس میشه و خوب کسی که این لطف شاملش میشه باید اونو جبران کنه... حالا چه خواسته چه ناخواسته !!
📎داستانی نو به دور از کلیشه 📎
خونه رو ترک کردم.
تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد.
بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم.
از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم
برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
فلوت زن رنگارنگ هامیلین.
لازم دونستم چند تا نکته رو بهتون بگم.
1. ایده ی اولیه ی این فیکشن از فیکشن BTS Outcast توی ذهن من جرقه زده. پس مواردی از قبیل اینکه فکر کنید بی اینکه نامی از اون فیکشن ببرم قصد دارم ازش سو استفاده کنم پذیرفته نیست.
2. این داستان شباهت ها با داستانی که اسم بردم به این معنی نیست که ایده ی خاص تری نداشتم. به این دلیل این شباهت ها رو قرار دادم که کسانی که از اون داستان لذت بردن بتونن یکبار دیگه فضایی شبیه بهش رو تجربه کنن.
3. وقتی داستان آپ میشده؛ بعد از هر قسمت یک نظر سنجی قرار میگیرفته که به خواننده ها این اجازه رو میداده که برای سرنوشت شخصیت ها تصمیماتی بگیره.
4. این داستان رو به دوستان تون معرفی کنید.
#Piped_Piper_07
خیلی ممنون از توجه تون 🐰
_گفتی نامرئی؟
_اره...نامرئی
_مطمئنی فقط خواب نبوده؟
_نه.....اونا رو میبینم....توی بیداری ولی خب....برای شما نامرئین!
وقتی جونگ کوک، یک پسر 21 ساله اهل بوسان برای کالج به سئول میره و اتفاقات عجیبی براش رخ میده.
_واقعا نامید کنندست که کسی حرفات رو باور نکنه.....مگه نه جونگ کوک؟
__________________________
Of the Iranians, for the Iranians , by an iranian.
Don't read this book if you don't have any janbe.
And if you have matni chizi,dm me I'll put it with your own name.
˹Highest Ranking: #1 in Humor ˺